نگاه عاشقانه به افغانستان داریم

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در نخستین همایش «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و افغانستان» با اشاره به این که با هیچ کشوری به اندازه افغانستان دارای مشترکات نیستیم،گفت: نگاه عاشقانه به افغانستان داریم.

نخستین همایش مشترک دانشگاه علامه طباطبایی(ره) و انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان صبح امروز (۱۴ آذرماه) با عنوان «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و افغانستان» و با حضور ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، غلامعلی حدادعادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، حسین سلیمی، رییس دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، نصیراحمد نور، سفیر افغانستان در ایران، داوود مرادیان، رییس انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان و فائز دین‌پرست، دبیر علمی این همایش در محل این دانشگاه، افتتاح شد.

ابراهیمی‌ترکمان، در سخنرانی خود، به ریشه‌های تاریخی ایران و افغانستان اشاره و تصریح کرد: ما با افغانستان دارای زیست فرهنگی مشترک هستیم که همین مشترکات منجر به گره خوردن سرنوشت آینده ما با یکدیگر شده است.

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افزود: ما اگر به هر کشوری نگاه عاقلانه داشته باشیم به افغانستان نیز، نگاه عاشقانه داریم زیرا همانند یکدیگر در طول تاریخ، خندیدیم و گریستیم؛ در واقع زیست فرهنگی مشترک چنان استوار و جدی و خلل‌ناپذیر است که از مجاهدت‌های دو ملت مستقل، فرهنگ مشترکی پدیده آورده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ضمن قرائت ابیاتی از روانشاد خلیل‌الله خلیلی، بر توسعه روابط فرهنگی فی مابین دو کشور تأکید کرد و گفت: اکنون، دورانی پیش‌روی است که اگر دست به دست هم ندهیم، دشمن مشترک و سرنوشت مشترکی خواهیم داشت و در نهایت آسیب جدی می‌بینیم، پس از تفرقه بپرهیزیم و به دنبال ارتقای سطح روابط باشیم چراکه، ایران و افغانستان دارای روابط بسیار مناسب و نزدیکی هستند.

وی در ادامه سخنان خود، به گفت‌وگو برای یافتن زمینه‌ها و بسترهایی برای نزدیک کردن دیدگاه‌ها و فهم مشترک ایران و افغانستان از یکدیگر تأکید و اظهار کرد: ما در گفت‌وگوها باید اول زبان فرهنگ را انتخاب کنیم اما نکته حائز اهمیت آن است که زبان فرهنگ، زبان معرفت است و زبان علم نیست. شما باید از زبانی استفاده کنید که مفهوم را به درستی برساند. هنر برای این خلق شده است که زبان معرفت را به زبان علم نزدیک کنند تا همه یک برداشت از یک تابلو نقاشی یا فیلم داشته باشند.

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افزود: نکته دیگر در بحث گفت‌وگو، این است که به دنبال اقناع باشیم نه اثبات زیرا باید همدیگر را اقناع و درک کنیم. نکته سوم در این باب، تلقی درونی است که خیلی مهم‌تر از فعل بیرونی خواهد بود.

ابراهیمی‌ترکمان ضمن اشاره به سیر تحولات فرهنگی در دو کشور ایران و افغانستان گفت: در عرصه روابط فرهنگی بین ایران و سایر دولت‌ها و ملت‌ها، هیچ کشوری به اندازه افغانستان با ایران دارای مشترکات فرهنگی، دینی و تمدنی نیست، البته اگر بخواهیم حق مطلب را به طور کامل ادا کنیم شایسته است که به جای واژه مشترکات از عبارت «یگانگی فرهنگی» نام ببریم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: عمق و گستردگی این یگانگی‌ها در حد و اندازه‌ای بوده و هست که هیچگاه تحولات غیر فرهنگی در جغرافیای سیاسی هر دو منطقه نتوانسته‌اند به وحدت فرهنگی خدشه جدی وارد کرده و مانع اساسی بر سر راه تعامل و تبادل فرهنگی را موجب شوند.

وی در سخنان خود، به توسعه روابط فی مابین ایران و افغانستان به ویژه در زمینه‌های فرهنگی و هنری بر تقویت روابط دوستانه یکدیگر در سایر زمینه‌ها نیز تأکید کرد و گفت: از اینکه برادر افغانی داریم، افتخار می‌کنیم و همواره بر گستردگی روابط فرهنگی جهت شناخت کافی کشورها از یکدیگر تأکید می‌کنیم.

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در پایان سخنرانی خود، برخی از بایدها و نبایدهایی چون اقلیم فرهنگی، دغدغه‌های مشترک فرهنگی، از بین بردن بی‌خبری، معنویت‌زدایی از فرهنگ، عدم مطلق‌انگاری، تفکیک مسائل فرهنگی از یکدیگر که باید در گفت‌وگو میان دو کشور مورد توجه قرار گیرد را، برشمرد.

در این همایش دو روزه مباحثی چون «ارزش‌های فرهنگی مشترک جوامع ایران و افغانستان»، «تحلیل تأثیر متقابل فرهنگی ایران و افغانستان (هنر کلاسیک، ادبیات، آداب و رسوم و…) روابط فرهنگی میان ایران و افغانستان در دوران معاصر»، «تحلیل فرصت‌ها و موانع موجود برای گسترش همکاری‌های فرهنگی ایران و افغانستان»، «بین‌المللی سازی آموزش عالی و بررسی حوزه‌های همکاری علمی-فرهنگی ایران و افغانستان»، «مفاهیم و اندیشه‌های فلسفی مشترک در میان نخبگان فکری ایران و افغانستان»، «نقش زبان در همگرایی فرهنگی ایران و افغانستان»، پیشینه تاریخی و روابط فرهنگی ایران و افغانستان»، «باستان شناسی و پاسبانی از میراث فرهنگی مشترک ایران و افغانستان»، «ظرفیت‌های همکاری رسانه‌ای ایران و افغانستان»، همکاری‌های فرهنگی ایران و افغانستان در سطح منطقه‌ای» و «همکاری‌های فرهنگی ایران و افغانستان در سطح جهانی» به بحث و تبادل نظر گذاشته خواهد شد.

۱۹
آذر ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

موکب مهاجرین افغانستان تا سه روز بعد از اربعین پابرجاست

زبان مشترک فارسی میان زائران ایرانی و افغانستانی همدلی خاصی را میان آنان در این راهپیمایی بوجود آورده و در بسیاری از نقاط مسیر حرکت نجف به کربلا به شکل دسته جمعی نوحه خوانی و عزاداری می‌کردند.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، زائران افغانستانی که در راهپیمایی اربعین شرکت کرده بودند دیروز وارد شهر کربلا شدند.
از صبح امروز (دوشنبه) که در کربلا اربعین اعلام شده است گروه‌های زیادی از زائران افغانستانی وارد حرم امام حسین (ع) شدند و همچنان ورود این زائران به شهر کربلا ادامه دارد.
شب گذشته نیز هیئت‌های عزادار افغانستانی تا پاسی از شب در حرم امام حسین (ع) و حرم حضرت عباس و صحن بین الحرمین به عزاداری و نوحه خوانی پرداختند.
اعضای موکب مهاجرین افغانستانی در خیابان شهدا در شهر کربلا نیز که از چند روز گذشته در این شهر بر پا شده به خدمت رسانی به زائران مشغول هستند.
«محمد آصف اخلاقی» یکی از اعضای این موکب به خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس گفت: موکب مهاجرین افغانستانی تا ۳ روز بعد از اربعین نیز همچنان بر پا خواهد بود.
«سید احمد احسانی» که از افغانستان خود را به راهپیمایی اربعین رسانده حضور زائران افغانستانی در این راهپیمای را چشمگیر توصیف کرده و گفت: خوشحالم که توانستم برای نخستین بار در این اجتماع بزرگ جهانی که شیعیان و مسلمانان از تمام دنیا در آن حضور دارند، شرکت کنم.
«حمید رسولی» از ذاکران اهل بیت (ع) و زائران افغانستانی که از شهر مشهد خود را به صفوف میلیون زائران اربعین رسانده، گفت: این اجتماع بزرگ خاری است بر چشم دشمنان اسلام و این حرکت عظیم ادامه خط سرخ شهادت است.
زبان مشترک فارسی میان زائران ایرانی و افغانستانی همدلی خاصی را میان آنان در این راهپیمایی بوجود آورده و در بسیاری از نقاط مسیر حرکت نجف به کربلا به شکل دسته جمعی نوحه خوانی و عزاداری می‌کردند.
تمام شهر کربلا شب گذشته مملو از جمعیت بود و زائران افغانستانی نیز در موکب‌ها، منازل شخصی و ایستگاه‌هایی که جمعیت حلال احمر در خیابان‌های اطراف حرم بر پا کرده شب را به استراحت پرداختند.
تا ساعتی دیگر گروه‌های عزاداری زائران افغانستانی با حضور در صحن بین الحرمین به عزاداری خواهند پرداخت.

۰۳
آذر ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

مهاجرین افغانستانی در ایران چگونه نوروز را جشن می‌گیرند؟

«سید میرزا حسین احسانی» نوشت: مهاجرین افغانستانی مقیم ایران عید نوروز را در کنار همزبان‌های ایرانی خود هرساله جشن گرفته و مراسم آن را به جای می‌آورند که البته رسم‌های نوروزی در برخی موارد مشترک و در برخی موارد متفاوت است.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «سید میرزاحسین احسانی» طی یادداشتی اختصاصی به موضوع رسم و رسوم مهاجرین افغانستانی ساکن ایران در ایام عید نوروز پرداخته است.

در این یادداشت آمده است: نوروز کهن‌ترین و با شکوه‌ترین جشن روزگار مردمان ایران زمین است که از عهد جمشید پیشدادی در شهر «بلخ» پایتخت ایران باستان پایه‌گذاری و گرامی داشته شده و از آن زمان به یادگار مانده است.

این جشن باستانی از آسیای میانه تا ترکیه امتداد دارد و هرساله مردم این مرز و بوم آن را گرامی می‌دارند.

از آنجا که جشن نوروز با بهار طبیعت، رویش و شکوفا شدن گل‌ها همراه است زیبایی و جلوه خاصی دارد و شادمانی عید را ۲ چندان می‌کند؛ به شکوفه نشستن گل های سرخ در دشت و دامان ولایت بلخ بسیار زیبا و تماشایی است.

عیدنوروز در افغانستان با حضور مقامات بلند پایه دولتی در شهرهای «کابل» و «مزار شریف» با شکوه خاصی برگزار می‌شود و همه اقشار مردم در کنار هم به شادی می‌پردازند و همدلی خویش را به نمایش می‌گذارند.

 عید نوروز برای مردم افغانستان اهمیت زیادی دارد و با تاریخ و فرهنگ این سرزمین پیوند خورده و جزو هویت فرهنگی مردمان این دیار شده است.

حتی در زمان طالبان با وجود تحریم نوروز از سوی طالبان و خفقان حاکم بر جامعه، مردم دست از رسوم ملی خویش برنداشته و آن را چون سالیان گذشته با شکوه گرامی داشته و جشن گرفتند.

از این رو مهاجرین افغانستانی در سراسر دنیا آن را گرامی می‌دارند و با خرید لباس نو برای اعضای خانواده، شیرینی و آجیل به پیشواز بهار و عید نوروز می‌روند.

مهاجرین افغانستانی مقیم ایران نیز این عید را در کنار همزبان‌های ایرانی خود هرساله جشن گرفته و مراسم نوروز را به جای می‌آورند که البته رسم‌های نوروزی در برخی موارد مشترک و در برخی موارد متفاوت است.

اشتراکات

خرید لباس نو: معمولا در عید نوروز هم ایرانی‌ها و هم مهاجرین افغانستانی در حد وسعشان لباس نو برای خود خانواده‌های خویش می‌خرند و عید را با پوشیدن لباس نو گرامی می‌دارند.

البته برخی خانواده‌ها که تمکن مالی بیشتر دارند اسباب منازل خود را نیز نو می‌کنند. همچنین شیرینی، میوه و آجیل برای پذیرایی از مهمانان تهیه می‌شود.

خانه تکانی و نظافت منزل: ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها مقارن سال نو به گردگیری و نظافت منازل پرداخته و فرش‌های خود را می‌شویند.

دید و باز دید از خویشاوندان: این رسم نیز میان ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها مشترک است و در ایام نوروز برای باز دید به خانه اقوام و خویشاوندان خویش می‌روند تاهم سال نو را در کنار هم جشن بگیرند و هم صله رحم انجام داده باشد.

گردش و تفریح: این رسم نیز میان هر ۲ جامعه ایرانی و افغانستانی مشترک است و در این ایام به مسافرت، گردش و تفریح می‌روند تا سال نو را با حال وهوای تازه آغاز کنند.

سیزده بدر: البته این رسم مختص ایرانی‌ها بود ولی در سالهای اخیر در افغانستان نیز رواج پیدا کرده و مردم افغانستان بویژه مهاجرینی که از ایران برگشته‌اند روز سیزدهم حمل به دامنه طبیعت رفته و به تفریح و خوشگذرانی می‌پردازند.

جامعه مهاجرین افغانستانی ساکن جمهوری اسلامی ایران نیز در این روز همچون برادران ایرانی خود به تفریح و گشت و گذار به پارک‌ها و کوه پایه‌ها رفته و روز خود را سپری می‌‌کنند.

تفاوت‌ها

با وجود اینکه جامعه مهاجرین افغانستانی از لحاظ فرهنگی در جامعه میزبان ادغام شده اما با این حال برخی از رسوم خویش را حفظ کرده‌اندکه به چند مورد آن اشاره می‌کنیم.

عید اموات: معمولا مهاجرین افغانستان بویژه مردم مناطق مرکزی افغانستان شب ۲۹ حوت(فروردین) به نام عید اموات گرامی می‌دارند.

در این شب رسم بر این است که حلوای محلی پخته و نذر اموات و درگذشتگان می‌کنند و آنهارا نیز در عید خود شریک می‌سازند.

هفت میوه: هرچند که در افغانستان به جای هفت سین معمولا از هفت میوه استفاده می‌کنند.

هفت میوه ترکیبی از هفت نوع میوه خشک یعنی «مغز بادام»، «مغز گردو»، «پسته»، «کشمش»، «برگه زردآلو»، «سنجد» و «قیسی» هستند که چند روز قبل از عید نوروز آنها را به طور مخلوط در آب قرار می‌دهند و در روز نوروز برای پذیرایی مهمان‌ها از آن استفاده می‌کنند.

اما مهاجرین افغانستانی در ایران غالبا برای مراسم تحویل سال نو از هفت سین استفاده می‌کنند.

پختن شیرینی محلی: خانواده‌هایی که پختن شیرینی محلی را بلد هستند برای پذیرایی مهمان‌های نوروزی در خانه شیرینی محلی می‌پزند.

رفتن به قبرستان‌ها و زیارت اهل قبور: در ایام نوروز یک روز را برای رفتن به قبرستان‌های که خویشاوندانشان در آنجا مدفون است اختصاص داده و به زیارت اموات می‌روند و برای آنها فاتحه خوانده و طلب آمرزش می‌کنند.

۰۲
فروردین ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

رایزن فرهنگی ایران در بلخ: ۳۷ هزار جلد کتاب آموزشی تقدیم مردم این ولایت شد

رایزن فرهنگی ایران در کنسولگری بلخ گفت: ۳۷ هزار جلد کتاب آموزشی و درسی با هزینه ۹۰۰ میلیون افغانی برای دانش آموزان ۴۵ مدرسه در ولایت بلخ و سایر ولایات شمال افغانستان تقدیم شده است. ضمن اینکه چندی پیش هم ۳۲ هزار جلد کتاب توزیع شده بود.

به گزارش سایت افغانستان خبرگزاری فارس، مسئول بخش فرهنگی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در ولایت بلخ که در یک همایش در شهر مزارشریف صحبت می‌کرد، گفت: جوانان بلخ علاقهٔ بسیار زیادی به علم و دانش دارند از این رو تعداد مراجعه کنندگان به کتابخانه فردوسی نیز عالی است.

به گزارش پیام آفتاب، یکی از برنامه‌های عمدهٔ کتابخانهٔ فردوسی در شهر مزارشریف کمک مواد درسی و کتاب برای دانش آموزان معارف ولایات شمال افغانستان به ویژه ولایت بلخ می‌باشد که به همین مناسبت نیز همایش در تالار این کتابخانه برگزار شده است.

برای دومین بار سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در ولایت بلخ کتاب‌های درسی را برای دانش آموزان معارف شمال و ولایت بلخ کمک کرده است که با استقبال مسئولان معارف ولایت بلخ و سایر فرهنگیان روبرو شد.

«علی غلامی» مسئول بخش فرهنگی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در ولایت بلخ گفت: این بار ۳۷ هزار جلد کتاب آموزشی و درسی برای دانش آموزان ۴۵ مکتب در ولایت بلخ و سایر ولایات شمال کشور توزیع شده است.

این کتاب‌ها شامل موارد زیر است:

* ریاضیات

* هندسه

* مثلثات

* زیست‌شناسی

* علوم تجربی

* کامپیوتر

* مهندسی

به گفتهٔ غلامی اکثر این کتاب‌ها علمی و هزینهٔ مالی آن حدود ۹۰۰ میلیون افغانی است که در آغاز سال جاری (۱۳۹۴) هجری خورشید نیز حدود ۳۲ هزار جلد کتاب با همین هزینهٔ همچنان برای معارف توزیع شده بود.

در همین حال لاجمیر افغان زی معاون تعلیمات ریاست معارف ولایت بلخ با استقبال از این کمک‌های آموزشی افزود: این کتاب‌ها می‌تواند در ارتقا کیفیت درسی در مکاتب این ولایت اثر گذار باشد.

جوانان بلخ علاقهٔ بسیار زیادی به علم و دانش دارند

با وجودی که همواره از عدم علاقمندی به مطالعه در ولایت بلخ ابراز نگرانی می‌شود اما مسئول بخش فرهنگی سر کنسولگری جمهوری اسلامی ایران گفت: «جوانان و نوجوانان این سرزمین علاقهٔ بسیار زیادی به علم و دانش دارند.»

در کنار سایر کمک‌های فرهنگی ایران برای افغانستان به ویژه ولایت بلخ، این کشور یک کتابخانهٔ نسبتا مجهز به نام کتابخانه فردوسی در منطقه دروازه جمهوری شهر مزارشریف نیز ایجاد کرده که همه روز جوانان و نوجوانان برای مطالعه و رفع نیازمندی از بابت کتاب مراجعه می‌کنند.

در این کتابخانه هزاران جلد کتاب در بخش‌های مختلف علمی، فرهنگی، سیاست، اجتماعی، اقتصادی، مهندسی و سایر بخش‌های ضروری وجود دارد که به گفتهٔ غلامی امسال (۱۳۹۴) هجری خورشید بیش از ۱۱ هزار نفر مراجعه کرده‌اند.

بیشترین مراجعه کنندگان کتابخانه فردوسی شهر مزارشریف دانش آموزان و دانشجویان هستند که برای استفاده از کتاب‌های موجود در این کتابخانه می‌آیند تا نیازهای درسی و آموزشی‌شان بر آورده شده و مواد درسی‌شان را بدست بیاورند.

۰۲
فروردین ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

«شاگون» و «خیدیرایام» جشن نوروز در بدخشان+ تصاویر

عید نوروز در منطقه مختار کوهستان بدخشان با نام‌های «شاگون» و «خیدیرایام» یاد می‌شود و مردم این استان ضمن تهنیت و شادباش به یکدیگر از عبارت «شاگون بهار مبارک» استفاده می‌کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، عید نوروز در منطقه مختار کوهستان بدخشان با نام‌های «شاگون» و «خیدیرایام» یاد می‌شود و مردم این استان ضمن تهنیت و شادباش به یکدیگر از عبارت «شاگون بهار مبارک» استفاده می‌کنند.

معنی واژه «خیدیرایام» ایام جشن بزرگ است، نوروز را در بدخشان جشن بزرگ به این خاطر می‌گویند که ساکنان این استان قبل از جشن نوروز جشن‌های کوچک‌تری را با نام‌های «خیرپیچار» و «خیرچیزان» تجلیل می‌کردند اما چون نوروز مقام ویژه‌ای داشته و با شکوه و شهامت بیشتری جشن گرفته می‌شد آن را «خیدیر ایام» جشن بزرگ نام گذاشتند.

«خیرپیچار» و «خیرچیزان» از واژه «خیر» آمده است که معنی آن خورشید است و مردم از روی مشاهده حرکت آن روز، ماه و سال را حساب می‌کردند.

در روز اول نوروز مردم این منطقه طبق سنن موسوم به «جاروب بندان» و «خانه تکانی» جاروب بسته و به تمیز کردن منازل می‌پرداختند.

«سومنک»، «کاجی»، «بت» یا «هلوا»، «شیرروغن» از معمول‌ترین غذاها در بدخشان محسوب می‌شوند، بیشتر غذاها از گندم، آرد و شیر تهیه می‌شوند.

یکی از بازی‌های نوروزی کودکان در بدخشان «کیلاغوز- غوز» یا «طلب- طلب» است، کودکان یک روسری را به دست گرفته به بام‌های خانه‌ها می‌روند و آن را به درون خانه می‌اندازند. آنان سرودهای ویژه‌ای می‌خوانند که صاحب خانه با شنیدن آن باید در روسری این کودکان شیرینی بگذارد.

از سوی دیگر نوروز در بدخشان روز مخصوصی برای کشاورزان است، آنان در این روز به زمین دانه می‌پاشند.

در این منطقه سننی به مانند آتش افروزی و «الاوپرک» رایج است، ضمن آتش افروزی آشغال‌های خانه را جمع آوری کرده در آتش می‌سوزانند.

الاوپرک رسمی است که پس از افروختن آتش برخی از مردم یک پارچه از پیراهن خود را در آتش می‌اندازند و از بالای آتش پریده و چنین می‌گویند: سرخی تو از من و زردی من از تو.

اگر در این روز در یک خانواده بدخشان طفلی به دنیا بیاید، نام وی را نوروز می‌نهند و مردم به دیدار و تهنیت آنان می‌آیند و می‌گویند: شاگون بهار مبارک.

در مجموع در بدخشان نوروز را جشنی انسانی، ملی و مذهبی، جشن طبیعت، جشن احیا شدن، جشن سخاوت، عفو و خوشحالی، جشن غم‌زدایی و فال نیک می‌دانند.

۰۲
فروردین ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

هنرهای اصیل میهنی افغانستان در ایران به نمایش درآمد

دانشجویان افغانستانی در استان اصفهان هنرهای اصیل ملی و میهنی مردم کشور خود را در نمایشگاه صنایع دستی و هنرهای تجسمی به نمایش گذاشتند.

به گزارش سایت افغانستان خبرگزاری فارس، در راستای گرامیداشت هفته وحدت، نمایشگاه صنایع دستی و هنرهای تجسمی دانشجویان مهاجر افغانستانی با حضور استاندار، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کاشان به مدت سه روز افتتاح شده است.

دانشجویان افغانستانی در این نمایشگاه فرهنگ و هنر ایران را در قالب ۷ غرفه فرهنگی، صنایع دستی، لباس محلی، غذای سنتی و هنرهای تجسمی (نقاشی و خطاطی) به نمایش گذاشتند.

دستاوردهای دانشجویان افغانستانی کاشان در رشته‌های مختلف هنری و در بخش‌های متفاوت از جمله سمعی، بصری، مکتوبات، ربات مسیریاب حاصل گروه دانشجویان مهندسی، مجله «صلصال»، مجله «آوای وطن» حاصل کار دانشجویان علوم پزشکی، مجله «باغ» برای کودکان مهاجر افغانستانی از جمله آثار هنری ارائه شده در این نمایشگاه می‌باشند.

همچنین ارائه کتاب‌های ادبی شاعران و نویسندگان بزرگ افغانستان، آرشیو هنر نمای ساختمان از قبیل کاشی کاری و سنگ کاری و آرشیو عکاسی دانشجویان مهاجرین کاشانی به همراه پخش کلیپ‌های ملی و میهنی از دیگر بخش‌های برگزاری این نمایشگاه بود.

همچنین در بخش هنرهای تجسمی نیز آثاری همچون خطاطی، طراحی با سیاه قلم، نقاشی مینیاتور، طراحی نقشه فرش، طراحی با مداد رنگیری، طراحی با خودکار، رنگ و روغن روی بوم، طراحی با پولک دوزی و …که نمایانگر ذوق و قریحه این هنرمندان افغانستانی بود به نمایش گذاشته شده اند.

در قسمت دیگر این نمایشگاه، غرفه صنایع دستی در دو بخش هنرهای دستی و سنتی همراه با خلاقیت آثار ارزشمند هنری از جمله قلاب بافی، خامک دوزی، مکرومه بافی، گلدوزی، گراف دوزی، گلیم، جاجیم، تکه دوزی، آینه کاری و ربان دوزی روی شال، معرق کاری، منجوق و مروارید و پولک دوزی، بافتنی، قالیچه دست بافت، اثر آفتابه و ته دستی مسی قلم کاری شده به علاقه مندان ارائه شد.

چیدمان غرفه اتاق سنتی نیز از دیگر بخش‌های جذاب این نمایشگاه بود که با ظرافت خاصی سادگی و صفای خانه‌های افغانستان را با لوازم زیبای سنتی نشان می‌داد.

استفاده از گلیم به عنوان فرش، پرده‌ها و پشتی‌های گلدوزی با طراحی باغ و پرنده و حیوانات برای تزئینات خانه، وجود کرسی با لحاف تکه دوزی شده بیانگر موقعیت جغرافیایی و آب و هوای کوهستانی، آینه و آویز مکرومه با تزئینات پولک دوزی، وجود روپوش(کورتی پوش) های گلدوزی و خامک دوزی شده آویزان بر دیوار اتاق از جمله آثار دانشجویان مهاجر افغانستانی مقیم کاشان در معرض دید عموم قرار گرفت.

غرفه غذاهای سنتی نیز که از پرطرفدارترین غرفه‌های این نمایشگاه بود غذاهای سنتی اقصی نقاط افغانستان از جمله حلوای سرخ، بسراق و نان دیگی، قدلمه، آشک، بولانی، حلوای اماج، کباب لوله ای، نان افغانستانی همراه با طرز پخت غذاها ذائقه هر بیننده‌ای را تحریک می‌کرد.

یکی دیگر از غرفه‌های جذاب و دیدنی این نمایشگاه غرفه لباس‌های محلی بود که پوشش ولایت مختلف افغانستان را به نمایش گذاشته و مخاطبان زیادی از جمله آقایان و بانوان را مجذوب خود کرده بود.

لباس مخمل با طرح منجوق دوزی و شال حریر رنگی پوشش ولایات مزارشریف و سرپل، شراره و گند افغانستانی پوشش مردم کابل- هرات و لوگر، لباس‌های پنجابی دایکندی شهرستان و قندهار، لباس‌های خامک دوزی شده غزنی، لباس‌های سکه دوزی شده بامیان، کلاه‌های زرگ دوزی و جلیقه‌های آینه کاری و لباس‌های مردان، چادر حجاب جدید و چادر برقه، پوشش مردم مناطق مختلف افغانستان بود که با طراحی زیبایی توسط دانشجویان به نمایش گذاشته شد.

آوا با انتشار این خبر نوشت: برگزاری کارگاه روانشناسی با موضوع مهارت‌های زندگی، نشست دانشجویی با بزرگان مهاجرین افغان با موضوع موانع ازدواج جوانان و پیدا کردن راهکارهای مناسب و ترویج ازدواج دانشجویی از دیگر قسمت‌های این نمایشگاه بود که با حضور دانشجویان و اساتید دانشگاه برگزار شد.

 

۱۵
دی ۱۳۹۴
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

نامه‌ای که ۸۰ سال پیش از ایران به افغانستان رفت

«محمود افشار یزدی» محقق و پژوهشگر زبان و ابیات فارسی، سال‌های عمر را خود را در راه پیوند فارسی‌زبانان ایران و افغانستان سپری کرد و آثار فراوانی را نیز در این عرصه منتشر کرد.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «محمود افشار یزدی» محقق و پژوهشگر زبان و ابیات فارسی، سال‌های عمر را خود را در راه پیوند فارسی‌زبانان ایران و افغانستان سپری کرد و آثار فروانی را نیز در این عرصه منتشر کرد.

چند ماه بعد از تاسیس «انجمن ادبی کابل» در سال ۱۳۱۰ خورشیدی محمود افشار نامه‌ای به عنوان تبریک برای افتتاح این انجمن از تهران به کابل فرستاد و ضمن یادآوری پیشینه تاریخی ۲ ملت ایران و افغانستان بر پیوندهای میان مردم ۲ کشور تاکید کرد.

در این نامه آمده است: اینجانب افغانستان را به اندازه ایران دوست دارم و معتقدم که ایرانی و افغانستانی هر چند دارای دو دولت مستقل هستند ولی در حقیقت یک ملت هستند در قالب ۲ مملکت و یک روحیم در ۲ بدن.

ما و شما در تاریخ سیاسی و ادبی تا زمان انقراض سلطنت نادرشاه افشار شریک هستیم، نباید دوگانگی قائل شده یا تاریخ سیاسی و ادبی به اسم فارس و یک تاریخ سیاسی و ادبی به نام افغانستان تدوین کنیم.

امپراطوری هخامنشی و ساسانی که شاهنشاهان آن پارسیان بودند با شاهنشاهی محمود غزنوی که مقر وی در افغانستان بود هر ۳ شاهنشاهی ایران کبیر است.

اگر اشرف و محمود از افغانستان به اصفهان آمده و سلسله سلاطین صفوی را منقرض کردند یا اگر نادرشاه اصفهان را از افغانستانی‌ها تخلیه کرد و قندهار را گرفت اینها را باید از جنگ‌های داخلی در ایران کبیر دانست.

حکما و شعرای بزرگ مانند ابوعلی سینا، فردوسی، خیام، سعدی، خواجه نصیر، عنصری، حافظ، سنایی و … از مفاخر مشترک ما هستند و شایسته نیست، به تصور این که عنصری بلخی است یا سنایی غزنوی است و شهر بلخ و غزنه در افغانستان واقع است، ایرانی‌ها نسبت به آنان بی‌توجه باشند، یا افغانستانی‌ها سعدی و حافظ شیرازی را به اندازه «حنظله بادغیسی» یا «حقوری هروی» گرامی ندارند، چه این بزرگان همه در زمانی می‌زیستند که ایران و افغانستان یکی بوده است.

هر چند از لحاظ جغرافیایی گرد یک کانون ملی جمع نیستیم ولی چون به دل خود می‌نگریم آتش مهر و محبت در آن می‌سوزد.

۳۱
تیر ۱۳۹۴
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

عنایت ویژه رهبر انقلاب به شعر افغانستان/ شاعر آیینی هستم/ سومین کنگره شعر عاشورایی برپا می‌شود

شاعر افغانستانی، دیدار شعرا با رهبر معظم انقلاب را یک اتفاق جالب دانست و گفت: برخی حوادث داخل افغانستان باعث شد که من این شعر را تازه بسرایم و با خواندن آن هم موافقت شد.

«سید سکندر حسینی» در گفت‌وگو با خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس اظهار داشت: نزدیک به ده سال است که شعر می‌گویم و قالب شعری من بیشتر غزل، غزل مثنوی و رباعی است.

وی افزود: مجموعه اشعار من در تهران در دست انتشار است اما در این مدت برخی اشعار من به صورت گروهی منتشر شده است.

این فعال ادبی از جمله فعالیت‌های‌ خود به همکاری در پایه‌گذاری جریان شعری ارزشگرا اشاره کرد و گفت: بنا بر ضرورتی که احساس می‌شد، جریان شعری ارزشگرا پایه‌گذاری شد.

حسینی افزود: در مرور تاریخ ادبیات افغانستان، فراز و فرودهای زیادی دیده می‌شود. شعر داخل افغانستان، گذشته قابل تاملی نداشته هر چند شاعران خوب و موفقی را در گذشته داشته‌ که به صورت خودجوش حرکت کرده‌اند اما در طول این سال‌ها، کار گروهی خاصی صورت نگرفته است.

وی گفت: من با کمک برخی دوستان شاعر، اولین مجموعه شعر عاشورایی افغانستان را گردآوری و منتشر کردم. در افغانستان در طول سال‌ها به شعر ارزشی توجه زیادی نشده است و این اولین بار در داخل افغانستان بود که شعر عاشورایی گرد‌آوری و منتشر شد. این مجموعه سال ۱۳۹۱ در کابل و دور دوم آن هم در ایران منتشر شد. نام این مجموعه «بوسه بر گلوی نی» بود.

این فعال ادبی گفت: مجموعه شعر گروهی دیگر که منتشر شد، «شاه شمشاد قدان» بود که شعر مهدویت معاصر افغانستان است که سال گذشته از سوی حلقه ادبی پردیس در کابل منتشر شد.

کار با هفته‌نامه سیمرغ

وی خاطر نشان کرد: آغاز فعالیت‌های ادبی من با هفته نامه سیمرغ در کابل بود که صاحب امیتاز و مدیر مسئول آن محمود جعغری از شعرای متعهد افغانستان می‌باشد.

حسینی گفت: سه سال جزء مسئولان هفته نامه ادبی سیمرغ بودم. در افغانستان پرداختن به مقوله ادبیات به دلیل جو و فضای جامعه امری غیر عادی است و دولت در این زمینه توجه و حمایت لازم را ندارد به همین دلیل پرداختن به ادبیات امری غیر عادی محسوب می‌شود.

این شاعر افغانستان خاطر نشان کرد: در طول ۳ سال ۱۱۵ شماره از هفته‌نامه ادبی سیمرغ منتشر شد که یکی از اثرگذارترین کارهای ادبی در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

اثرپذیری شعر افغانستان از ادبیات غرب

این شاعر افغانستانی گفت: در دهه ۹۰ شعر افغانستان به شدت تحت تاثیر ادبیات غرب قرار گرفته بود و ترجمه‌های ادبیات غربی شعر افغانستان را تحت تاثیر قرار داده بود.

وی افزود: با همکاری جمعی از شعرای متعهد مقیم کابل که احساس ایجاد یک حلقه‌ ادبی ارزشگرا در وجودمان مشترک بود، در سال ۹۰ حلقه ادبی پردیس را بنا نهادیم.

برگزاری کنگره شعر عاشورایی و مهدویت در کابل

این فعال ادبی اظهار داشت: این حلقه در طول چند سال گذشته همواره فعال بوده و نزدیک به پنج جشنواره و کنگره شعری را برگزار کرد که نخستین آن کنگره شعر عاشورایی با عنوان «لبان تشنه» بود که امسال دومین دور آن هم برگزار شد و در صدد برگزاری سومین کنگره آن هستیم.

حسینی اظهار داشت: همچنین کنگره شعر مهدویت با عنوان «آیین چشم به راهی» از سوی حلقه ادبی پردیس برگزار شد.

این فعال ادبی از دیگر فعالیت‌های خود و حلقه ادبی پردیس، برگزار جشنواره ادبی نوروز با عنوان «بوی باران» را ذکر کرد و گفت: دو سال این کنگره برپا شده است.

شعرخوانی در حضور رهبر انقلاب

وی درباره شعرخوانی خود در حضور رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفت: دیدار شعرا با مقام معظم رهبری یکی از اتفاقات خوبی است که در ایران رخ می‌دهد و نشان دهنده توجه خاص و ویژه رهبر جمهوری اسلامی ایران به شعر و شعرا است.

وی گفت: من هم علاقمند به حضور در این نشست بودم. سال گذشته هم حضور داشتم اما فرصت نشد تا شعر خود را قرائت کنم. اما امسال این فرصت دست داد و شعری را که به تازگی سروده بودم قرائت کردم و مورد استقبال نیز قرار گرفت.

حسینی درباره شعر خود که در بیت رهبری قرائت کرد، گفت: این یک شعر اجتماعی بود که احساس می‌کردم با نگاه ایشان به افغانستان همخوانی دارد.

دیدگاه رهبر انقلاب در قبال شعر افغانستان

این فعال ادبی خاطر نشان کرد: با این که من یک شاعر آیینی هستم و شعری که از قبل تصمیم گرفته بودم بخوانم یک شعر آیینی تقدیم به امیرالمومنین حضرت علی (ع) بود اما در مدت زمان کوتاهی قبل از جلسه که من در تهران حضور داشتم، برخی حوادث داخل افغانستان باعث شد که من این شعر را تازه بسرایم و با خواندن آن هم موافقت شد.

سید سکندر حسینی دیدگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره شعر افغانستان را مثبت ارزیابی کرد و گفت: بخش بزرگی از ادبیات افغانستان، ادبیات شکل گرفته در مهاجرت است که در ایران و توسط شعرایی مانند استاد محمد کاظم کاظمی بروز یافته و رهبری با آن آشنایی دارد. اما شعر من به عنوان نماینده شعر داخل افغانستان در این جلسه قرائت شد و مورد توجه ایشان قرار گرفت.

وی افزود: رهبری پس از قرائت شعر من اظهار داشت جریانی که در داخل افغانستان است جذابیت‌های خاص خود را دارد و جالب است.

حسینی بامداد متولد ۱۳۶۹ ولایت بلخ است. وی تحصیلات حوزه و همچنین کارشناسی جامعه شناسی دارد. چند سالی است که وی ساکن کابل است و فعالیت‌های ادبی، فرهنگی و روزنامه نگاری را در این شهر پیگیری می‌کند.

هر ساله در شب ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام محفل شعرخوانی جمعی از شاعران ایرانی و کشورهای همسایه در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برگزار می‌شود. سید سکندر حسینی از کشور افغانستان از جمله این شعرا بود.

حسینی شعر زیر را در این محفل قرائت کرد:

این قصه از سواحل آمو شروع شد

با کوچ  دسته های پرستو شروع شد

ناگاه در مسیر قریب الوقوع مرگ

تنها گذشته ثانیه ای از شروع مرگ

وقتی که ریخت قطره ی خون در میان خاک

دیدی که رخنه کرده جنون در میان خاک

این است شهر خسته و دنیای مرد گان

با من خوش آمدی به تماشای مردگان

غیر از کلاغ پیر نمانده است یک نشان

شهرمن است خلوت متروکه ی جهان

ما وارثان مرده ی غزنین و کابلیم

ما لاشه ای شدیم و غذای درندگان

بودای زخم خورده ی عصر تفنگ و مرگ

چشم تو هست راوی تاریخ باستان

وقتی کتاب کهنه ی تاریخ زنده شد

سرگیجه می رود همه ی شهر ناگهان

فصل مذاکرات سیاسی شروع شد

گویا علاج واقعه قبل از وقوع شد

از درد ما تمام جهان گریه می کند

بلخ غریب با هیجان گریه می کند

در رقص مرگ وگریه ی ۴۰ دختران بلخ

خوابیده صد روایت و صد داستان تلخ

چون غصه ، راه خانه ی ما را بلد شده است

بلخ بزرگ شهر مزار و جسد شده است

مرگ هزار رابعه حالا به جرم عشق

غمنامه های تازه ای از باربد شده است

این ناله های پیهم و ممتد شنیدنی است

تاریخ تلخ فیض محمد شنیدنی است

خورشید روی مبدا نصف النهار بود

راوی زخم های پیاپی غبار بود

دربین قصه جمله ی شاهان شهر ما

در دست شان جلیقه ای از انتحار بود

خورشید ناپدید شد و رنگ شب گرفت

تاریخ از حکایت این قصه تب گرفت

دیگر مجال شعر و تغزل نمانده است

شهری به نام غزنی و کابل نمانده است

کابل مدام بر سر خود تخت و تاج داشت

جایی که عشق مثل همیشه رواج داشت

حالا فقط مزارع خشخاش مانده است

جای سلام نفرت و پرخاش مانده است

این شعر تا سواحل آمو ادامه یافت

با کوچ دسته های پرستو ادامه یافت

انتهای پیام/

۲۲
تیر ۱۳۹۴
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها