رهبر انقلاب اسلامی ایران شناخت خوبی از مسائل افغانستان دارد

«داوود مرادیان» رئیس موسسه مطالعات استراتژیک افغانستان در نخستین همایش گفتگوی فرهنگی ایران و افغانستان در دانشگاه علامه گفت: حوزه کار موسسه مطالعات استراتژیک افغانستان، کار بر روی جنگ، صلح و اتفاقات سیاسی منطقه است.

مرادیان تصریح کرد: امروز اگر تنش‌های سیاسی در منطقه و افغانستان را واکاوی کنیم به خوبی در می‌یابیم که فرهنگ می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در پایان دادن به این منازعات داشته باشد. به این صورت که تنش‌ها با هویت‌های افراد در ارتباط است و این فرهنگ است که می‌تواند هویت افراد را شکل دهد.

وی افزود: علاوه بر پیوند شاعران و نویسندگان با فرهنگ، مسائل روز نیز با فرهنگ پیوند خورده است و با توجه به اهمیت بالای فرهنگ، موسسه مطالعات استراتژیک افغانستان تصمیم گرفت که در چنین میدانی پا بگذارد.

مرادیان با اشاره به نقش تنش‌های فرهنگی ما بین افغانستان و پاکستان گفت: فرهنگ می‌تواند عاملی برای گسترش روابط در مسائل سیاسی باشد که با کار بر روی این موضوع می‌توان در مسائل سیاسی به دولت‌ها کمک کرد.

رئیس موسسه مطالعات استراتژیک افغانستان اضافه کرد: امروزه تمام کشورها با نقشه خود به ایران و افغانستان نگاه می‌کنند. داعش، ایران و افغانستان را بخشی از ولایت خراسان خود، چین بخشی از راه ابریشم و آمریکا نیز بخشی از طرح خاورمیانه بزرگ می‌داند.

وی ادامه داد: همه برای سرزمین ما طرح و نقشه دارند اما ما چه تعریفی برای خود داریم و نقشه ما کدام است؟ من امیدوار هستم با این سلسه همایش‌ها جایگاه خود را مشخص کنیم.

 مرادیان گفت: برای اجرایی شدن این نقشه سه مولفه وحود دارد. اولین مولفه زبان فارسی است که می‌تواند بستری برای همکاری‌ها باشد و از دیرباز زبان محبت، سیاست و همکاری بین دو کشور و ملت بوده و امید است که از این ظرفیت‌های زبانی استفاده شود.

وی نوروز را به عنوان دومین مولفه خواند و ادامه داد: نوروز جایگاهی مشترک در این ۲ ملت داشته و می‌تواند علاوه بر جشن، مولفه‌ای برای همگرایی شود. علاوه بر

این دو مولفه دموکراسی که در نظام مردم سالار دینی هر دو کشور وجود دارد نیز به اجرای این نقشه کمک خواهد کرد.

مرادیان در پایان خاطرنشان کرد: یکی از امتیازات ایران، رهبر این کشور است که شناخت خوبی نسبت به افغانستان دارند. در دیدارهایی که به همراه مسئولان کشورمان با ایشان داشته‌ایم، متوجه شدیم که علی رغم مشغله‌های فراوانی که دارند در مورد شعر، داستان و ادبیات در افغانستان به حدی شناخت دارند که گاهی مردم کشورمان نیز این شناخت را ندارند.

۱۹
آذر ۱۳۹۵
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

حضور آمریکا در افغانستان استعماری بود؛ وهابیت و صهیونیسم در یک جبهه‌اند

تحلیل‌گر و نویسنده برجسته آمریکایی درباره حمایت آمریکا از دولت‌های دیکتاتوری چون رییس جمهوری فراری یمن گفت: آمریکا به بهانه دموکراسی به دنبال روی کار آوردن دولت‌های دست نشانده و تسلط بر دیگر کشورهاست.

به گزارش خبرگزاری فارس، طی روزهای گذشته و بعد از فرار «منصور هادی» رییس جمهور پیشین یمن به ریاض، عربستان سعودی با حمایت متحدان غربی‌اش و در رأس آن آمریکا، حملات هوایی گسترده‌ای علیه یمن صورت داده است. این عملکرد و اقدام در تضاد با ادعاهای آمریکا در حمایت از دموکراسی است که همواره از آن به عنوان ابزاری برای انتقاد و ضربه زدن به دیگر کشورهای جهان استفاده کرده است. در همین راستا گفت‌وگویی داشتیم با استاد دانشگاه و تحلیل‌گر آمریکایی و از دیدگاه وی این موضوع را بررسی کردیم.

«جیمز پتراس» استاد بازنشسته در رشته جامعه شناسی از دانشگاه «بینگ همتون» نیویورک است که تا کنون بیش از ۶۴ کتاب به ۲۹ زبان دنیا با موضوعات مختلف شامل موضوعات سیاسی و جامعه شناسی هم‌چنین بیش از ۵۶۰ مقاله تخصصی در نشریات تخصصی به نگارش درآورده است.

آمریکا همواره به بهانه برقراری دموکراسی به کشورهای متعددی تجاوز کرده اما تاریخ عملکرد آمریکا نشان می‌دهد بیش از آن‌که از برقراری دموکراسی در دیگر کشورها حمایت کند، به حمایت از دولت‌ها و حکام دیکتاتور پرداخته است. نمونه اخیر حمایت‌های آمریکا از عربستان سعودی و اقدامات نظامی و حملات هوایی علیه یمن است که بعد از فرار رییس جمهور دیکتاتور آن انجام گرفته است.

آمریکا در افغانستان حضوری استعماری داشت

در این رابطه  پتراس می‌گوید «به نظر من کاملا واضح است که آمریکا هیچ وقت طرفدار دموکراسی نبوده، مثال آن تجاوز آمریکا به عراق است که در نتیجه حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق ادامه داشت و منجر به بحران قومی و دینی در این کشور شده است.»

پتراس مثال‌های دیگری نیز ارائه کرد و گفت در مورد افغانستان نیز آمریکا به مدت ۱۳ سال این کشور را مورد تجاوز قرار داد و حضورش در افغانستان به دلیل برقراری دموکراسی یا حضوری دموکراتیک نبود بلکه آمریکا در افغانستان حضوری استعماری داشت.

آمریکا به جای حمایت به دنبال ایجاد بی‌ثباتی است

این تحلیل‌گر آمریکایی افزود «در مورد سوریه هم می‌بینیم که آمریکا همواره از معارضان سوری مانند جبهه النصره و دیگر گروه‌های مزدوری حمایت کرده است که همیشه در تلاش برای برهم زدن ثبات سوریه و سست کردن دولت رسمی در سوریه بوده‌اند.»

وی در ادامه به کشورهای آمریکای لاتین اشاره دارد که آمریکا برای مدتی طولانی قصد اقدامات برای توطئه‌های نظامی در آمریکای لاتین و هم‌چنین قصد بی‌ثبات کردن این کشورها و برکنار کردن دولت‌هایی داشته است که به شکل دموکراتیک در این کشورها انتخاب شدند. وی برای نمونه به دولت اخیر ونزوئلا اشاره کرد و تاکید کرد این موارد نشان می‌دهد مسلما آمریکا به دنبال دموکراسی در دیگر کشورها نیست.

این‌ چند نمونه تنها مثال‌هایی از آن‌چیزی است که آمریکا در طول سال‌های اخیر در کشورهای متعدد جهان انجام داده است و نشان می‌دهد نه تنها به دنبال دموکراسی در کشورهای دیگر نیست بلکه علیه دولت‌های دموکرات اقدام کرده و سعی در ایجاد بی‌ثباتی در این کشورها را داشته است.

دموکراسی بهانه آمریکا برای تسلط بر دیگر کشورها و حضور نظامی است

در ادامه این استاد دانشگاه تصریح می‌کند آن‌چه انگیزه آمریکا برای حضور و دخالت در کشورهای دیگر می‌شود دموکراسی نبوده بلکه انگیزه آمریکا امپریالیسم است. وی افزود «آمریکا قصد دارد دولت‌هایی روی کار باشند که دموکرات نبوده بلکه امپراطوری و هم‌دست آمریکا باشند. در واقع آمریکا از وجود دموکراسی در بسیاری از این کشورها ترس دارد چرا که در آن صورت حضور نظامی آمریکا در این کشورها زیر سوال خواهد بود و به تبع آن نمی‌تواند بر آن کشورها مسلط شود.» پتراس تاکید کرد نیت آمریکا برای حضور نظامی و تسلط بر دیگر کشورها در خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت ویژه برای آمریکا اهمیت دارد.

آمریکا با حمایت از حملات عربستان به دنبال محاصره و تضعیف ایران است

پتراس با اشاره به مورد حملات هوایی عربستان به یمن ادامه داد: «به نظر من در موضوع یمن و حملات هوایی عربستان سعودی و حمایت آمریکا از آن، قصد، محاصره ایران و تضعیف ایران است. من فکر می‌کنم تهدید این‌جا عربستان سعودی است که به دنبال از بین بردن ایران است و مورد کلیدی در حمایت آمریکا از این حملات هم همین مساله است.» وی تصریح می‌کند «حملات هوایی عربستان علیه یمن تنها تهدیدی برای مردم یمن نیست بلکه این تهدیدی علیه ایران است.»

رژیم منصور هادی دست‌نشانده عربستان و آمریکا بود

اما در مورد مردم یمن، پتراس گفت حوثی‌ها مدافع تمامیت ارضی در کشور خود هستند و این حق مردم هر کشوری است که تصمیم بگیرند چه دولتی باید بر آن‌ها حکومت کند. وی ادامه داد «این مساله‌ای کاملا واضح و آشکار است که رژیم منصور هادی، آلت دستی بود که توسط عربستان سعودی کنترل می‌شد؛ هم‌چنین آمریکا بود که این رژیم را تامین و از آن حمایت می‌کرد و برکناری دولت هادی بیشتر آزادی ملی بود تا این‌که موضوع دموکراسی در این کشور باشد.»

با اشاره به ادعای دموکراسی آمریکا در دیگر کشورها پتراس معتقد است مردم کشورهای دیگر مثل مردم کشورهای آمریکای لاتین همواره حضور آمریکا را با ادعای دموکراسی رد کردند؛ و تاکید کرد این ادعای آمریکا در واقع ادعایی کلیشه‌ای است.

رفتار دوگانه آمریکا در موضوع روسای جمهور اوکراین و یمن

در ادامه گفت‌وگو از استاد بازنشسته دانشگاه «بینگ همتون» نیویورک با اشاره به رفتار دوگانه آمریکا در مواردی چون عدم حمایت از رییس جمهور پیشین اوکراین و حمایت از رییس جمهور فراری یمن، نظر وی را درباره این استاندارد دوگانه جویا شدیم.

وی گفت آمریکا در اوکراین از «پروشنکو» رییس جمهور کنونی که بازیچه‌ای برای غرب و دست‌نشانده است  حمایت می‌کند و افزود که به عقیده وی این افراد در اوکراین سعی دارند با ناتو ارتباط داشته باشند تا در راستای اهداف آمریکا به روسیه حمله کنند.

وی هم‌چنین ادامه داد: «به نظر من مقاومت مردم شرق اوکراین قویا در برابر این اقدامات آمریکایی‌ها و در مقابل ناتو مقاومت می‌کنند و موضوع اوکراین تایید دیگری بر اقدام ضد دموکراتیک آمریکا در کشورهای دیگر است که اصلا به دنبال دموکراسی نیست.»

آمریکا دولت‌های دست‌نشانده را دموکرات و دولت‌های مخالف خود را تروریست معرفی می‌کند

این تحلیل‌گر آمریکایی در مورد استاندارد دوگانه آمریکا گفت، «در واقع استاندارد آمریکا این است که هر دولتی از آمریکا حمایت کند، نمونه‌ی یک کشور دموکرات، آزاد و دوست داشتنی برای زندگی است و اگر کشوری با آمریکا مخالفت کند و مقابل آن بایستند، آمریکا به آن برچسب تروریست بودن می‌زند.»

به نظر پتراس در واقع آمریکا سعی می‌کند دولت‌هایی برسر کار باشند که با آن هماهنگ هستند تا آمریکا امپراطوری نظامی خود را در دیگر کشورهای جهان همواره پابرجا نگه دارد.

استاد بازنشسته دانشگاه «بینگ همتون» به نقش دیگر کشورها هم‌چون انگلیس و فرانسه و رژیم صهیونیستی در کمک به عربستان سعودی نیز اشاره کرد و گفت تمایلات دوسویه میان این کشورهای برای حمایت و همکاری همواره وجود داشته است.

وهابیت و صهیونیست همواره در یک جبهه با تمایلات مشترک بودند

در ادامه پتراس در مورد رابطه عربستان و اسراییل در این اقدامات تاکید کرد، همواره گزارشات متعددی دریافت شده است که اسراییل و عربستان همکاری‌های متعددی در موارد متعدد با یکدیگر داشته‌اند و در این مورد خاص هم همین‌طور است پس شگفت‌آور نیست اگر ببینیم که عربستان با اسراییل همکاری کند. وی یادآور شد در گذشته هم عربستان مدعی شده بود در صورت حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران با اسراییل همکاری خواهد کرد؛ در واقع وهابیت و صهیونیست همواره در یک جبهه بودند و تمایلات و اهداف مشترکی داشتند.

مسلمانان بدانند عربستان به اسراییل قرابت دارد نه به جهان اسلام

این استاد دانشکاه «بینگ همتون» تصریح کرد «مسلمانان جهان باید به خوبی متوجه این مساله باشند که عربستان سعودی بیش از آن‌که به جهان اسلام نزدیک باشد به اسراییل قرابت و نزدیکی دارد و ارتباط آنان در واقع با تمایل دوسویه است تا حرکات ملی و محبوب مردم را سرکوب کنند.»

در موضوع افغانستان یک رژیم سکولار وجود داشت که سعی داشت با حمایت شوروی تغییراتی ایجاد کند اما با دخالت آمریکا و تروریست‌هایی که خلق کرد، در واقع این کشور را نابود کردند و از سوی دیگر طالبان بوجود آمد که شرایط را بدتر کرد. به نظر من در این موارد آمریکا سعی دارد با خلق دشمن برای رقبای سیاسی و اقتصادی با آن‌ها مقابله کند و دولتی باشد که به جای وفادار ماندن به مردم خود به آمریکا وفادار بماند.

حضور نظامی عربستان در یمن جنگی چنددهه‌ای به بار خواهد داشت

طی گفت‌وگو نظر این تحلیل گر آمریکایی را در مورد پیامد این حملات برای عربستان با حمایت آمریکا و در مقایسه با تجربیات پیشین آمریکا در دیگر کشورها جویا شدیم. وی گفت «عربستان سعودی می‌داند که اگر نیروهای نظامی به خاک یمن اعزام کند این اقدام به جنگی طولانی بدل خواهد شد و این جنگ ممکن است دهه‌ها ادامه یابد که به عربستان و دیگر کشورهای مزدور منطقه مانند مصر هم این جنگ کشیده خواهد شد. بنابراین عربستان سعودی تنها حمله هوایی را ادامه خواهد داد.»

این تحلیل‌گر آمریکایی ادامه داد، این جنگ عربستان هیچ ارتباطی با حوثی‌ها ندارد بلکه عربستان سعودی می‌خواهد دولت دست نشانده هادی را دوباره در یمن روی کار بیاورد و به این دلیل اقدام به انجام این حملات هوایی کرده است.

بستر نظامی آمریکا و منافعش در عربستان دلیل حمایت از دیکتاتوری خاندان سعودی است

وی افزود، درباره همکاری و حمایت آمریکا از عربستان نیز دلیل آن مشترکات فراوان این دو کشور است. پتراس یادآور شد آمریکا ارتباطات نظامی و پایگاه‌های نظامی در عربستان دارد و عربستان آمریکا را در شرایط بسیاری از لحاظ مالی تامین می‌کند. عربستان می‌تواند بستر خوبی برای آمریکا باشد تا هرگاه خواست از خاک آن استفاده کند و علیه کشورهایی که در منطقه محبوبیت دارند، حمله نظامی انجام دهد و «به نظر من این ارتباط یک ارتباط طولانی مدت است و تا زمانی که عربستان سعودی نقش خود را برای منافع آمریکا به خوبی ایفا کند هم‌چنان تحت حمایت آمریکایی‌ها خواهد بود و آمریکایی‌ها هم از این دیکتاتوری خانوادگی دفاع خواهند کرد.»

/انتهای پیام/

تعداد اخبار امروز: ۰ خبر

آخرین اخبار 

۱۵
فروردین ۱۳۹۴
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

نوروز در افغانستان؛ از عَلَم افراشته تا پخت سمنو

نوروز بزرگترین جشن مردمی در افغانستان به شمار می‎رود که تجلیل از آن در نقاط مختلف این کشور سابقه چند هزار ساله با آئین‌هایی ویژه دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، نوروز بزرگترین جشن مردمی در افغانستان به شمار می‎رود که تجلیل از آن در این کشور سابقه چند هزار ساله دارد.

مردم در سراسر کشور از جشن باستانی نوروز تجلیل می‌کنند، اما تجلیل از این روز در ولایت‎هایی چون «مزار شریف»، «کابل» و «هرات» به شکل ویژه و با شکوه خاصی برگزار می‌شود.

نوروز در مزار شریف

نوروز در ولایت باستانی بلخ به ویژه در شهر مزار شریف مرکز این ولایت، هر ساله با شکوه بسیار زیادی برگزار می‌شود.

در اولین ساعات آغاز بهار، علم بزرگی که در حدود ۲۰ متر ارتفاع دارد در زیارتگاه منسوب به حضرت علی (علیه السلام) در مراسم ویژه‌ای بر افراشته می‌شود.

این علم چهل روز بر افراشته می‌ماند و به همین دلیل برخی معتقدند که نوروز در مزار شریف چهل روز است.

این مراسم با حضور صد‌ها هزار تن از شهروندان افغان، معاونان رئیس جمهور، مقامات محلی و اعضای کابینه و پارلمان برگزار می‌شود و بعضی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی نیز در این مراسم سخنرانی می‌کنند.

ده‌ها هزار تن از مردم افغانستان چند روز قبل از فرا رسیدن نوروز از مناطق مختلف این کشور و کشورهای همسایه همچون ایران برای حضور در این مراسم به مزار شریف می‌آیند.

تهیه سمنو توسط زنان افغان در شب نوروز و هفت میوه که ترکیبی از هفت میوه خشک است، بخشی از آداب و رسوم نوروزی در ولایت مزار شریف افغانستان است.

سمنو نوعی غذای مخصوص است که از آرد گندم و جوانه آن در شب نوروز طبخ می‌شود.

مردم در شهر مزار شریف در کنار رفتن به زیارتگاه حضرت علی(علیه السلام)، به دیدن دوستان خود نیز می‌روند و برای استفاده از هوای بهار به تفریحگاه‌های اطراف شهر سفر می‌کنند.

برگزاری مسابقات بز کشی در ولایت‌های شمالی به ویژه در مزار شریف، از دیگر سرگرمی‌های مردم در جشن نوروز است.

در جریان جشن نوروز به خصوص در مراسم بر افراشتن علم مولا علی(علیه السلام) تدابیر شدید امنیتی در مزار شریف اجرا می‌شود و تمام نیروهای امنیتی در این ولایت در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرند.

نوروز در کابل

در شهر کابل مانند مزار شریف با حضور مردم و مقامات دولتی از نخستین ساعات صبح اولین روز بهار در «زیارتگاه سخی» علم مولا علی(علیه السلام) با شکوه خاصی برافراشته می‌شود.

«سید یاسین علوی» متولی زیارتگاه سخی کابل در این باره می‌گوید: حدود یک میلیون نفر از شهروندان افغان از شهر کابل و ولایت‌های همجوار آن در مراسم بر افراشتن علم مولا علی(ع) در روز اول نوروز در این زیارتگاه گرد هم جمع می‌شوند.

مردم کابل، گردهمایی‌های نوروزی را در دامنه سخی و محلاتی چون «گلغندی»، «تپه استالف»، «کاریزمیر»، «شاه شهید»، پارک‌ها و در کنار مراتع سر سبز که نمادی از حیات و نشاط است، برگزار می‌کنند.

در آستانه نوروز، بازار فروش لباس و میوه در شهر کابل نسبت به دیگر روزهای سال گرم‌تر است و مردان و زنان به ویژه کودکان برای استقبال از بهار لباس‌های نو خود را می‌پوشند.

خانه تکانی، تزئین و رنگ کردن خانه‌ها از جمله کارهایی است که زنان افغان برای استقبال از سال نو و نوروز آنرا در خانه‌های خود اجرا می‌کنند.

در کابل نیز مانند مزار شریف هر سال در ایام نوروز مسابقات بزکشی برگزار می‌شود، همچنین برگزاری بازی‌های جمعی چون بادبادک بازی و مسابقات کشتی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

در ایام نوروز مغازه‌های ماهی پزی، زولبیا و کلوچه رونق ویژه‌ای دارد و خانواده‌هایی که پسران تازه داماد دارند، برای خانواده عروس خود در روز نوروز خوراک ماهی و شیرینی زولبیا می‌برند.

یکی از رسوم قدیمی در افغانستان که سال‌ها است در این کشور اجرا می‌شود پخت سمنو در شب نوروز است، زنان افغان شب نوروز تا سپیده دم به صورت دسته جمعی با خواندن آواز «سمنو» می‌پزند.

۲۷
اسفند ۱۳۹۳
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شرکت‌کنندگان در «کنگره‌ى جهانى‌ جریانهاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام»

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
الحمد لله ربّ العالمین و صلّى الله على سیّدنا و نبیّنا المصطفى الامین محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و على صحبه المنتجبین و التّابعین لهم باحسان الى یوم الدّین.
اوّلاً خوشامد عرض میکنم به میهمانان گرامى، حضّار محترم، علماى مذاهب گوناگون اسلامى که در این جلسه حضور پیدا کردید. و تشکّر میکنم از حضور فعّال و مفید شما در جلسه‌ى دوروزه‌ى این اجلاس بااهمّیّت. لازم میدانم از علماى بزرگ و فضلاى قم، مخصوصاً حضرت آیت‌الله مکارم‌شیرازى و حضرت آیت‌الله سبحانى تشکّر کنم که این فکر را ابداع کردند و عملى کردند و بحمدالله اقدام اوّلیّه را براى این کار انجام دادند؛ این حرکت باید ادامه پیدا کند. اجمالاً از بیانات گویندگان محترم در دو روز گذشته مطّلع شدم؛ بنده هم چند نکته را عرض میکنم:
اوّلاً این اجلاس براى پرداختن به جریان تکفیر است که یک جریان مضر و خطرناک در دنیاى اسلام است. این جریان تکفیر اگرچه تازه نیست و سابقه‌ى تاریخى دارد، لکن چند سالى است که با نقشه‌هاى استکبار و با پول برخى از دولتهاى منطقه و با طرّاحى و نقشه‌کشىِ سرویس‌هاى جاسوسى کشورهاى استعمارى – مثل آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستى – تجدید حیات کرده است و قوّت گرفته است. این جلسه، این اجلاس و این حرکت شما براى مقابله‌ى همه‌جانبه‌ى با این جریان است؛ نه براى آن چیزى که امروز به‌عنوان داعش شناخته میشود. جریانى که امروز به نام داعش شناخته میشود یکى از فروع شجره‌ى خبیثه‌ى تکفیر است، همه‌ى آن نیست. این فسادى که این مجموعه به راه انداختند، این اهلاک حرث و نسل،(۲) این ریختن خون بى‌گناهان، این بخشى از جرائم جریان تکفیر در دنیاى اسلام است؛ با این چشم باید نگاه کرد به این مسئله.
من قلباً متأسّفم ما [یعنى‌] دنیاى اسلام – که باید همه‌ى نیروى خودمان را صرف کنیم براى مقابله‌ى با توطئه‌ى رژیم صهیونیستى و این حرکتى که علیه قدس شریف و مسجدالاقصى انجام دادند که همه‌ى دنیاى اسلام را بایستى به حرکت در بیاورد – امروز ناچاریم به گرفتارى‌هایى که استکبار در درون دنیاى اسلام به‌وجود آورده مشغول بشویم؛ چاره‌اى نیست. در واقع پرداختن به مسئله‌ى تکفیر، چیزى است که بر علماى دنیاى اسلام و زبدگان و فرزانگان دنیاى اسلام تحمیل شده است؛ این را دشمن به‌صورت مشکل دست‌ساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى رژیم صهیونیستى است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قدس است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قبله‌ى اوّل مسلمین، مسجدالاقصى است؛ اینها مسائل اصلى است.
یک نکته‌ى غیرقابل‌انکارى وجود دارد، و آن این است که جریان تکفیر و حکومتهایى که پشتیبان و حامى آن هستند، کاملاً در جهت نیّات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت میکنند؛ کار آنها در جهت هدفهاى آمریکا و دولتهاى استعمارى اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستى است؛ شواهدى این معنا را قطعى میکند. جریان تکفیر ظاهر اسلامى دارد امّا عملاً در خدمت جریانهاى استعمارى و استکبارى و سیاسى بزرگى است که علیه دنیاى اسلام دارند کار میکنند؛ شواهد روشنى وجود دارد، از این شواهد نمیشود گذشت. من چند تا از این شواهد را ذکر میکنم.
یکى این است که جریان تکفیر توانست حرکت بیدارى اسلامى را منحرف کند. حرکت بیدارى اسلامى یک حرکت ضدّآمریکا، ضدّاستبداد، ضدّدست‌نشاندگان آمریکا در منطقه بود؛ حرکتى بود از سوى عموم مردم در کشورهاى مختلف شمال آفریقا که علیه استکبار بود، علیه آمریکا بود. جریان تکفیر، این حرکت عظیم ضدّاستکبارى و ضدّآمریکایى و ضدّاستبدادى را تغییر جهت داد به جنگ بین مسلمانان و به برادرکشى. خطّ مقدّم مبارزات در این منطقه مرزهاى فلسطین اشغالى بود. جریان تکفیر آمد این خطّ مقدّم را تبدیل کرد به خیابانهاى بغداد و مسجد جامع سوریّه و دمشق و خیابانهاى پاکستان و شهرهاى مختلف سوریّه، و اینها شد خطّ مقدّم مبارزه!
شما نگاه کنید به وضعیّت امروز لیبى، به وضعیّت سوریّه، به وضعیّت عراق، به وضعیّت پاکستان، ببینید نیروها و شمشیرها در دست مسلمانان علیه چه کسانى دارد به کار میرود؟ اینها باید علیه رژیم صهیونیستى به کار میرفت. جریان تکفیر جهت این مبارزه را تغییر داد و آورد داخل خانه، داخل شهرهاى ما، داخل ممالک اسلامى. در داخل مسجد جامع دمشق انفجار به‌وجود مى‌آورند، در اجتماعات مردم عادّى در بغداد انسانها را منفجر میکنند، در پاکستان صدها نفر صدها نفر را به رگبار میبندند، در لیبى این وضعیّتى را که ملاحظه میکنید و مشاهده میکنید به‌وجود مى‌آورند؛ همه‌ى اینها یکى از جنایات فراموش‌نشدنى تاریخىِ جریان تکفیر است که این وضع را به‌وجود آورده است. تبدیل این حرکت، کارى است در خدمت آمریکا، در خدمت انگلیس، کارى است در خدمت سرویس‌هاى جاسوسى آمریکا و انگلیس و موساد و مانند اینها.
یک شاهد دیگر این است که آن کسانى که پشتیبان جریان تکفیرند، با رژیم صهیونیستى میسازند تا با مسلمانها بجنگند. به رژیم صهیونیستى اخم هم نمیکنند امّا نسبت به کشورهاى اسلامى و ملّتهاى اسلامى به بهانه‌هاى مختلف، انواع و اقسام ضربه‌ها را میزنند و توطئه میکنند.
یک شاهد دیگر این است که این حرکت فتنه‌آلودى که جریان تکفیرى در کشورهاى اسلامى – در عراق و سوریّه و لیبى و لبنان و بعضى از کشورهاى دیگر – به‌وجود آورد، منجر به این شد که زیرساخت‌هاى ارزشمند این کشورها ویران بشود. شما ببینید چقدر جاده، چقدر پالایشگاه، چقدر معدن، چقدر فرودگاه، چقدر خیابان، چقدر شهر، چقدر خانه در این کشورها از بین رفت بر اثر این جنگهاى داخلى، بر اثر این برادرکشى‌ها؛ چقدر زمان لازم است، چقدر پول لازم است، چقدر هزینه باید داد تا دوباره اینها به حال اوّل برگردد. اینها ضررها و ضربه‌هایى است که جریان تکفیر تا امروز و در این چند سال گذشته، به دنیاى اسلام زده است.
یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر چهره‌ى اسلام را در دنیا مخدوش کرد، زشت کرد. همه‌ى دنیا در تلویزیون‌ها دیدند که کسى را مى‌نشانند و با شمشیر گردن میزنند، بدون اینکه جرمى براى او معیّن شده باشد. لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطین. اِنَّما یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِى الدّینِ وَ اَخرَجوکُم مِن دِیارِکُم وَ ظاهَروا عَلى‌ اِخراجِکُم اَن تَوَلَّوهُم.(۳) اینها درست بعکس عمل کردند؛ مسلمان را کشتند، غیر مسلمانِ غیر متعرّض را زیر شمشیر نشاندند، تصویر آن در همه‌ى دنیا پخش شد، همه‌ى دنیا این را دیدند. همه‌ى دنیا دیدند که یک نفرى به نام اسلام دست کرد از سینه‌ى یک آدم کشته شده، دل او را بیرون آورد و به دندان کشید! این را دنیا دید. اینها به نام اسلام تمام شد؛ اسلامِ رحمت، اسلامِ تعقّل، اسلامِ منطق، اسلامِ «لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّین»، این اسلام را اینها این‌جورى معرّفى کردند؛ از این جنایتى بالاتر؟ از این فتنه‌اى خبیث‌تر؟ این مال جریان تکفیر است.
یک شاهد دیگر این است که اینها، محور مقاومت را تنها گذاشتند. غزّه پنجاه روز تنها جنگید، پنجاه روز تنها مقاومت کرد. دولتهاى اسلامى به کمک غزّه نرفتند، پولها و دلارهاى نفتى در خدمت غزّه قرار نگرفتند؛ اگرچه بعضى از آنها در خدمت رژیم صهیونیستى قرار گرفتند!
یک سیّئه‌ى دیگر، یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر، شور و حماسه‌ى جوانان مسلمان را در سراسر دنیاى اسلام منحرف کرد. امروز در سرتاسر دنیاى اسلام، جوانان یک شور و حماسه‌اى دارند، بیدارى اسلامى در اینها اثر گذاشته است، آماده هستند درخدمت هدفهاى بزرگ اسلام حرکت کنند، [امّا] این جریان تکفیر، این شور و حماسه را منحرف کرد و کسانى از جوانان بى‌خبر و جاهل را کشاند به سمت سر بریدن مسلمان و قتل‌عام زن و بچّه و کودک یک روستا! این جزو سیّئات جریان تکفیر است.
از این قرائن و شواهد نمیشود به‌آسانى عبور کرد؛ همه‌ى اینها نشان میدهد که جریان تکفیر درخدمت استکبار است، درخدمت دشمنان اسلام است، درخدمت آمریکا است، درخدمت انگلیس است، درخدمت رژیم صهیونیستى است. البتّه شواهد دیگرى هم وجود دارد؛ به ما اطّلاع دادند که هواپیماهاى ترابرى آمریکا، مهمّاتى را که این گروه موسوم به داعش احتیاج داشتند، در مراکزى که داعش در عراق مستقر بود، از آسمان پرتاب کردند و براى آنها کمک رساندند. گفتیم لابد این کار، اشتباهى بوده؛ بعد تکرار شد؛ آن‌طور که به من اطّلاع دادند پنج مرتبه این اتّفاق افتاده است! پنج مرتبه اشتباه میکنند؟ آن‌وقت بظاهر ائتلاف ضدّ داعش درست کرده‌اند! که دروغ محض است؛ این ائتلاف، دنبال اهداف خبیث دیگرى است، میخواهند این فتنه را زنده نگه دارند؛ دو طرف را به جان هم بیندازند، جنگ خانگىِ بین مسلمانان را همین‌طور استمرار بدهند تا این [جنگ‌] بماند؛ هدف آنها این است؛ البتّه نخواهند توانست، این را بدانید.
چند وظیفه‌ى بزرگ وجود دارد که باید انجام داد. شما آقایان محترم، در جلسات این اجلاس دوروزه راهکارهایى را فکر کردید، دنبال کردید، وظایفى را مشخّص کردید. من دو سه کار لازم را که غیر قابل اغماض است، عرض میکنم: یکى [تشکیل‌] یک نهضت علمى و منطقى فراگیر از سوى همه‌ى علماى مذاهب اسلامى است براى ریشه‌کن کردن جریان تکفیرى؛ این مخصوص مذهبى دون مذهبى [دیگر] نیست؛ همه‌ى مذاهب اسلامى که دلشان براى اسلام میسوزد، اسلام را قبول دارند و براى اسلام دل میسوزانند، در این وظیفه سهیمند، شریکند؛ باید یک حرکت علمىِ عظیمى انجام بگیرد. آنها با شعار دروغین «پیروى از سَلَف صالح»(۴) وارد این میدان شدند؛ باید بیزارى سلف صالح را از کارى که اینها میکنند و از حرکتى که اینها میکنند، با زبان دین، با زبان علم، با منطق صحیح، به اثبات رساند. جوانان را نجات بدهید! عدّه‌اى هستند که تحت تأثیر این افکار گمراه‌کننده قرار میگیرند و بیچاره‌ها خیال میکنند دارند کارِ خوب انجام میدهند، مصداق آیه‌ى شریفه‌ى «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالًا * اَلَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِى الحَیوهِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعًا»(۵) هستند؛ خیال میکنند دارند جهاد فى‌سبیل‌الله میکنند. اینها همان کسانى هستند که در روز قیامت عرض خواهند کرد به خدا: رَبَّنآ اِنّآ اَطَعنا سادَتَنا و کُبَرآءَنا فَاَضَلّونَا السَّبیلَا * رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ مِنَ العَذابِ وَ العَنهُم لَعنًا کَبیرا؛(۶) این بیچاره‌ها همانها هستند. آن که در مسجد دمشق یک عالم بزرگ مسلمان را به قتل میرسانَد جزو اینها است؛ آن کسى که مسلمانها را به بهانه‌ى انحراف از دین سر میبُرد جزو اینها است؛ آن کسى که در پاکستان و در افغانستان و در بغداد و در شهرهاى گوناگون عراق و در سوریّه و در لبنان با انفجار، بى‌گناه‌ها را به خاک و خون میکشد، جزو همینها است که روز قیامت خواهد گفت: رَبَّنا اِنّآ اَطَعنا سادَتَنا و کُبَرآءَنا فَاَضَلّونَا السَّبیلَا. رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ مِنَ العَذابِ.(۷) در یک جاى دیگر قرآن، خدا میفرماید: لِکُلٍ‌ ضِعفٌ؛(۸) قبول نمیکند خدا که «رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ»، [میفرماید] «لِکُلٍ‌ ضِعفٌ»، هر دوتان، تابع و متبوع [در عذابید]؛ «تَخاصُمُ اَهلِ النّار»،(۹) با همدیگر میجنگند. اینها را باید نجات داد، این جوانها را باید نجات داد، و این به‌عهده‌ى علما است. علما با محافل روشنفکرى هم ارتباط دارند، با توده‌ى مردم هم ارتباط دارند؛ باید تلاش کنند. خداى متعال در قیامت از علما سؤال خواهد کرد که چه کردید؟ باید اقدام کنند. این یک کار
کار دوّم که بسیار لازم است، روشنگرى نسبت به نقش سیاستهاى استکبارى آمریکا و انگلیس است. باید روشنگرى کرد؛ باید دنیاى اسلام همه بدانند که نقش سیاستهاى آمریکا در این میان چیست؛ نقش سرویس‌هاى جاسوسى آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستى در این احیاء جریان فتنه‌ى تکفیرى چیست؛ این را باید همه بدانند. همه باید بدانند که اینها دارند براى آنها کار میکنند؛ نقشه از آنها است، پشتیبانى از آنها است، ارائه‌ى طریق از آنها است، پول هم از دست‌نشاندگان آنها [یعنى] حکومتهاى منطقه است که پولش را میدهند، این بیچاره‌ها را بدبخت میکنند و دنیاى اسلام را دچار این مشکل میکنند. این هم یک کار لازم دیگرى است که بایستى انجام بگیرد.
کار سوّمى که حتماً باید انجام بگیرد، اهتمام به قضیّه‌ى فلسطین است. نگذارید قضیّه‌ى فلسطین و قدس شریف و مسئله‌ى مسجدالاقصى به دست فراموشى سپرده بشود؛ آنها این را میخواهند. آنها میخواهند دنیاى اسلام از قضیّه‌ى فلسطین غفلت کند. الان شما ببینید در همین روزها کابینه‌ى رژیم صهیونیستى، یهودیّت کشور فلسطین را اعلام کرد؛ به‌عنوان یک کشور یهودى آن را اعلام کرد. از مدّتها قبل دنبال این قضیّه بودند، حالا بصراحت این کار را انجام دادند. در غفلت دنیاى اسلام، در غفلت آحاد مردم و ملّتهاى مسلمان، رژیم صهیونیستى به دنبال تصرّف قدس شریف است، به دنبال تصرّف مسجدالاقصى است، به دنبال تضعیف هرچه بیشتر فلسطینیان است؛ این را باید توجّه داشت. همه‌ى ملّتها باید از دولتهاى خودشان مطالبه کنند مسئله‌ى فلسطین را؛ علماى اسلامى از دولتهاى خودشان بخواهند و مطالبه کنند پیگیرىِ مسئله‌ى فلسطین را؛ این یکى از وظایف عمده‌ى مهم است. ما خدا را شکر میکنیم که در جمهورى اسلامى، دولت و ملّت در این جهت هم‌زبانند. دولت جمهورى اسلامى و امام بزرگوار ما از اوّل، سیاست حمایت از فلسطین و دشمنى با رژیم صهیونیستى را اعلام کرد و سرِدست گرفت؛ تا امروز هم ادامه دارد و ۳۵ سال است که ما از این خط، منحرف نشدیم و ملّت ما هم با کمال میل همراهند. گاهى بعضى از جوانهاى ما که مراجعه میکنند و جوابى نمى‌شنوند، به من نامه مینویسند و التماس میکنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستى بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزه‌ى با صهیونیست‌ها است و جمهورى اسلامى‌ [هم این را] نشان داده است.
ما به توفیق الهى و به فضل الهى از محدودیّت اختلاف مذهبى عبور کردیم. ما همان کمکى را که به حزب‌الله لبنان کردیم که شیعه است، همان کمک را به حماس کردیم و به جهاد(۱۰) کردیم و باز هم خواهیم کرد. ما اسیر محدودیّتهاى مذهبى نشدیم؛ ما نگفتیم این شیعه است، این سنّى است، این حنفى است، این حنبلى است، این شافعى است، این زیدى است؛ ما نگاه کردیم به آن هدف اصلى و کمک کردیم و توانستیم مشت برادران فلسطینى‌مان را در غزّه و در مناطق دیگر تقویت کنیم و ان‌شاءالله ادامه خواهیم داد. و من اعلام کردم و قطعاً این خواهد شد که کرانه‌ى باخترى هم باید مثل غزّه مسلّح بشود و آماده‌ى دفاع باشد.
این را هم به شما برادران عزیز عرض بکنم: هیمنه‌ى آمریکا شما را نترسانَد؛ دشمن ضعیف شده است. دشمن اسلام که استکبار است، امروز از همه‌ى دورانهاى گذشته‌ى این ۱۰۰ سال و ۱۵۰ سال ضعیف‌تر است. دولتهاى استعمارى اروپا را مى‌بینید: گرفتار مشکلات اقتصادى، گرفتار مشکلات سیاسى، گرفتار مشکلات امنیّتى. انواع و اقسام مشکلات را امروز دولتهاى استعمارى اروپا دارند. آمریکا بدتر از اینها؛ دچار مشکلات اخلاقى، دچار مشکلات سیاسى، دچار مشکلات شدید مالى و پولى، دچار ضعف حیثیّتِ ابرقدرتى در همه‌ى دنیا؛ نه فقط در دنیاى اسلام، [بلکه‌] در همه‌ى دنیا. رژیم صهیونیستى نسبت به گذشته بشدّت ضعیف شده است. این همان رژیمى است که شعار «از نیل تا فرات» میداد! داد میکشیدند و با صراحت میگفتند از نیل تا فرات مال ما است! پنجاه روز در غزّه نتوانستند تونل‌هاى فلسطینى‌ها را فتح کنند. این همان رژیم است. پنجاه روز همه‌ى نیرویشان را به‌کار گرفتند که بتوانند تونل‌هاى زیرزمینىِ حماس و جهاد و فلسطینى‌ها را تخریب کنند، نابود کنند، تصرّف کنند؛ نتوانستند؛ این همان رژیمى است که میگفت از نیل تا فرات مال ما است؛ ببینید چقدر فرق کرده است؛ چقدر ضعیف شده است.
مشکلات دشمنان اسلام زیاد است. دشمنان اسلام در عراق ناکام شدند؛ در سوریّه ناکام شدند؛ در لبنان ناکام شدند؛ در مناطق گوناگون ناکام ماندند و هدفهایشان تحقّق پیدا نکرد. در مقابله‌ى با جمهورى اسلامى، شما مى‌بینید آمریکا و کشورهاى استعمارگر اروپایى دُور هم جمع شدند و از همه‌ى نیرویشان استفاده کردند که در قضیّه‌ى هسته‌اى، جمهورى اسلامى را به زانو دربیاورند؛ نتوانستند به زانو دربیاورند و نخواهند توانست. این ضعف طرف مقابل است. و شما ان‌شاءالله روزبه‌روز قوى‌تر خواهید شد. آینده متعلّق به شما است؛ وَ اللهُ غالِبٌ عَلى‌ اَمرِه.(۱۱)
والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته‌

۱) این کنگره در روزهاى دوّم و سوّم آذرماه سال جارى و به همّت حضرات آیات ناصر مکارم‌شیرازى (رئیس کنگره) و جعفر سبحانى (دبیر علمى کنگره) در شهر قم برگزار شد. قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، حجّت‌الاسلام سیّدمهدى علیزاده‌موسوى (رئیس ستاد برگزارى و قائم مقام دبیر علمى کنگره) گزارشى ارائه کرد.
۲) نابودى کِشت و نسل (برگرفته از آیه‌ى ۲۰۵ سوره‌ى بقره)
۳) سوره‌ى ممتحنه، آیه‌ى ۸ و بخشى از آیه‌ى ۹؛ «خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، باز نمیدارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست میدارد. فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز میدارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه هایتان بیرون رانده و در بیرون راندنتان با یکدیگر هم‌پشتى کرده‌اند…»
۴) پیروى از سنّت اصیل پیغمبر (ص)
۵) سوره‌ى کهف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴؛ «بگو: آیا شما را از زیان‌کارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان‌] کسانى‌اند که کوشش‌شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود میپندارند که کار خوب انجام میدهند.»
۶) سوره‌ى احزاب، بخشى از آیه‌ى ۶۷ و آیه‌ى‌۶۸؛ «…پروردگارا! ما رؤسا و بزرگ‌تران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند. پروردگارا! آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتشان کن لعنتى بزرگ.»
۷) همان‌
۸) سوره‌ى اعراف، بخشى از آیه‌ى ۳۸؛ «…براى هرکدام [عذاب‌] دوچندان است…»
۹) سوره‌ى ص، بخشى از آیه‌ى ۶۴؛ «…مجادله‌ى اهل آتش…»
۱۰) سازمان جهاد اسلامى‌فلسطین‌
۱۱) سوره‌ى یوسف، بخشى از آیه‌ى ۲۱؛ «… و خدا بر کار خویش چیره است…»

۰۶
آذر ۱۳۹۳
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

سفارت ایران درگذشت معاون رییس جمهوری افغانستان را تسلیت گفت

 
به گزارش ایرنا، سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل روز یکشنبه در این بیانیه ضمن ابراز تاسف از درگذشت مارشال محمد قسیم فهیم، معاون اول رئیس جمهور اسلامی افغانستان، مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را به حامد کرزی رئیس جمهور و مردم مسلمان و آزادیخواه افغانستان ابراز داشت.

در بیانیه سفارت جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آمده است: مارشال محمد قسیم فهیم از شخصیتهای برجسته جهادی کشور افغانستان بود که عمر پربرکت و ارزشمند خویش را وقف مقاومت در برابر تجاوزات خارجی، آزادی و استقلال، دولت سازی و بازسازی کشورش کرد.

سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل در این بیانیه تاکید کرد که در برهه زمانی حساس کنونی و با عنایت به این ضایعه اسفناک، ضمن تاکید مجدد بر تعهد خویش مبنی بر همراهی با مردم افغانستان، برای مرحوم مارشال محمد قسیم فهیم علو درجات و برای بازماندگان ایشان صبر جزیل از خداوند متعال مسئلت می نماید.

مارشال فهیم صبح امروز (یکشنبه) در سن ۵۶ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

دولت افغانستان به مناسبت درگذشت مارشال قسیم فهیم سه روز عزای عمومی اعلام کرد و پرچم افغانستان را در سراسر جهان به حالت نیمه افراشته در آورد.

۱۹
اسفند ۱۳۹۲
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

مالکی: ملت افغانستان منافع خودشان را تعیین خواهند کرد

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/139212142157185502274824.jpg

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مالکی سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان در نوزدهمین سالگرد بزرگداشت شهید عبدالعلی مزاری گفت: یقینا هر ملت و کشوری که خواسته باشد برپایه استقلال و آزادی حرکت کند نیاز به خون و شهادت دارد. افغانستان شاید به تعبیر بزرگان تنها کشوری است که در این وادی گوی سبقت را از دیگر ممالک ربوده است.

وی افزود: این کشور بیش از سه دهه سختی را تحمل کرده و بسیار جذر و مدهای سیاسی مختلفی را دیده است. آن چیزی که در این زمان مسلم است این است که امروزه از نظر قوانین بین‌المللی در کشور افغانستان هیچ چیزی را کم نداریم. من حدود ۵ سالی که به عنوان سفیر در خدمت ملت افغانستان بودم علیرغم سختی‌هایی که ملت ایران کشیده بود بعضی چیزهایی که در افغانستان با آن برخورد می‌کردم برایمان تازگی داشت و دیگران این واقعیت‌ها را قبول داشتند.

سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان افزود: این سوال امروز در ذهن ملت افغانستان وجود دارد که شرایط آینده افغانستان با وجود قراردادهای بین‌المللی چه خواهد شد. اما پاسخ ملت و مسئولان افغانستان این است که آنها براساس منافع خودشان و به صورت مستقل عمل خواهند کرد.

مالکی افزود: آنها می‌خواهند با این سوال‌ها مردم افغانستان را سردرگم کنند. اگر آمریکا قوای داخلی افغانستان را تقویت می‌کرد امروزه جرات اینگونه سخن گفتن را نداشت شرایط آنها امروز بسیار سخت است. آنها سعی دارند از باتلاق‌هایی مانند بحرین و سوریه خارج شوند. در این شرایط تنها خود ملت افغانستان است که برای خود تصمیم می‌گیرد.

وی با اشاره به گروه‌های تکفیری در سوریه گفت: حمایت آنها از گروه‌های تکفیری نیز شکست خورده است. چون آنها متوجه شده‌اند که این گروه‌های تکفیری روزی بلای جان خودشان خواهند شد و این باعث می‌شود که آنها هر چه زودتر از منطقه خارج شوند.

سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان تصریح کرد: ما یقین داریم که امروز ملت افغانستان در مسیر پیشرفت قرار گرفته است و با وجود این موقعیت سیاسی و اقتصادی اکنون افغانستان آرزو می‌کنیم که ملت و دولت افغانستان در انتخابات به آنچه که خواسته ملت افغانستان است برسند و آرزوی توفیق برای همه بزرگان و ملت بزرگ افغانستان را داریم.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در پایان این مراسم روح‌الله جعفری رئیس ستاد مردمی بزرگداشت شهید عبدالعلی مزاری از زحمات ۳۰ ساله جمهوری اسلامی ایران تقدیر کرده و از برخی از مسئولین اداره اتباع خارجه ایران و تعدادی از برگزیدگان مسابقات قرآنی و علمی افغانستانی تقدیر به عمل آورد.

۱۵
اسفند ۱۳۹۲
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

هفتمین جشنواره قند پارسی ۱۳ و ۱۴ اسفند برگزار می شود

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری؛ محمد سرور رجایی مدیر خانه ادبیات افعانستان درباره کم و کیف مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره قند پارسی، گفت: در مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره قند پارسی از شخصیت علمی و فرهنگی استاد محمد واصف باختری از شاعران نامدار معاصر افغانستان که زحمات زیادی در زمینه ادبیات کشور افغانستان و کشورهای همسایه داشته اند تجلیل بعمل خواهد آمد.
مدیر خانه ادبیات افغانستان از دیگر برنامه های این مراسم را تجلیل از نامداران شهر غزنی برشمرد و گفت: شهر غزنی توسط آیسکو در سال ۲۰۱۳ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شده بود و ما سعی خواهیم کرد در این دو روز از نامداران شهر غزنی افغانستان به نوعی تجلیل بعمل آوریم.
وی سخنرانی برخی از شخصیت های  علمی و فرهنگی کشور افغانستان و ایران  را ازدیگر برنامه های این  دوره از جشنواره قند پارسی ذکر کرد و گفت: در این مراسم  دکتر محمد سرور مولایی، محمد کاظم کاظمی، علیرضا قزوه و علی معلم دامغانی و شماری دیگر از استادان به سخنرانی خواهند پرداخت .
رجایی در خصوص تعداد شرکت کنندگان هفتمین جشنواره قند پارسی و تعداد برگزیدگان این دوره  از جشنواره گفت: درهفتمین جشنواره قند پارسی بیش از ۱۷۰ هنرمند در دو بخش” شعر” و” داستان” با هم به رقابت پرداختند و آثار توسط داوران ایرانی و افغانستان در دو مرحله داوری شد.
وی ا دامه داد: ما در این دوره دربخش داستان، سه برگزیده به عنوان نفرات اول تا سوم وچهار نفر به عنوان شایسته  تقدیرهمچنین در بخش شعرنیز در دو بخش “شعر آزاد” و” شعرکلاسیک” درهر بخش سه برگزیده  و چهار نفر شایسته  تقدیر خواهیم داشت.
مدیر خانه ادبیات افغانستان درخصوص داوران این دوره از جشنواره گفت: در این دوره، پنج داور در بخش شعر آثار را داوری کردند  که سه نفر ازشاعران افغانستان و دو نفر ازشاعران ایران بوده که  از داوران افغانستانی می توان به محمد کاظم کاظمی ، پرتو نادری و شریف سعیدی وداوران ایرانی می توان به اسماعیل امینی ، هرمز علی پور اشاره کرد .
وی در ادامه به داوران بخش داستان اشاره کرد و گفت:  داوران افغانستانی  بخش داستان هفتمین جشنواره قند پارسی محمد حسین محمدی ، خالد نویسا و مریم محبوب  و دو داور ایرانی  مجید قیصری و ابوتراب خسروی آثار را داوری کرد ند.
او در پایان گفت: اجرای  موسیقی سنتی افغانستان، برپایی نمایشگاهی از فعالیت های خانه ادبیات افغانستان،  شعر خوانی شاعران برگزیده جشنواره و شعرخوانی شاعران جوان ایرانی از دیگر برنامه های مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره قند پارسی در حوزه هنری خواهد بود.
گفتنی است؛ هفتمین جشنواره قند پارسی که اختصاص به  شاعران و نویسندگان افغانستان دارد، هر دو سال یکبار در تهران  برگزار می شود و این هنرمندان با هم به رقابت می پردازند.
شایان ذکر است مراسم افتتاحیه واختتامیه هفتمین جشنواره قند پارسی از ساعت ۱۴ روز های یاد شده در تالار سوره حوزه هنری واقع در خیابان سمیه – نرسیده به پل حافظ – حوزه هنری برگزار خواهد شد.

۲۸
بهمن ۱۳۹۲
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

خوشحـــال خـــان ختـــک (۱۶۱۳- ۱۶۸۹) آغـــازگـــر ادبیـــات مـــلی شـــعری (پشـــتو)

یادداشت مترجم:
ترجمهء حاضر پژوهش علمی دانشمند روس پلِیوین از انستیتوت خاورشناسی سنت پتربورگ روسیه در مورد خوشحالخان ختک، رجل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پشتونها در قرن ۱۷ است.

برگردان، تلخیص و تحلیل از داکتر خلیل وداد
در این کتاب برعلاوه مسایل قبلاً تحقیق شده در مورد خوشحالخان نگارنده به جنبه های ناشناختهء شخصیت و زندگی شاعر پرداخته و مقام او را بویژه در ادبیات پشتو و در تاریخ پشتونها مشخص ساخته. این پژوهش همزمان نوعی رهنمای تاریخی (هیستوریوگرافیکی) برای پژوهشگران ادبیات پشتو و بویژه خوشحالخان است، چون مؤلف تمام کتب و اسناد پیشین در مورد خوشحالخان ختک را به بررسی موشگافانه گرفته است.
مترجم این اثر که کتاب مذکور را بمدت خیلی کوتاهی از دانشگاه لایدن در اختیار داشت، توانست فقط مقدمه و بخشی از فصل نخست کتاب را از زبان روسی به دری برگردان کند. از آنجایی که برگردان کتاب ۲۸۲ صفحه یی زمان درازی را میخواهد و از سویی در آن مطالب تکراری و بیشتر علمی- پژوهشی بطور مفصل بررسی شده اند، مترجم به بخش کم ولی مهم کتاب بسنده کرده و آنرا در اختیار خوانندگان ارجمند قرار میدهد.

 

khatak khoshhal.png (165×234)

خوشحـــال خـــان ختـــک (۱۶۱۳- ۱۶۸۹) آغـــازگـــر ادبیـــات مـــلی شـــعری (پشـــتو)
م.س. پلِیوین
«خـــاورشـــناسی پتـــرس بـــورگ»
نشر رینتالیا
سنت پترس بورگ سال ۲۰۰۱، ۲۸۱ برگ

از معرفی نامهء کتاب:
این کتاب در بارهء خلاقیتهای شعری خوشحال ختک یکی از فرهنگیان برجستهء افغان (پشتون) اواخر قرون وسطا میباشد. خوشحالخان بمثابه بنیانگذار ادبیات ملی افغانی (پشتو) و شاعرِ عارف در اشعارش روحیهء ملی خلق افغان (پشتون) را انعکاس داده است. چنانچه پسرش اشرف خان هجری که خود شاعر متبحری بود در اینمورد نوشته است:« همهء پشتونها جسم اند و او (خوشحال- مترجم) مردمک چشم شان است.»
در این کتاب کارنامه های خوشحال ختک و فرزندش اشرف خان هجری که وی نیز شاعر برجسته یی (درهردو زبان دری و پشتو،- مترجم) بود، پیرامون دیدگاههای اخلاقی، مذهبی- فلسفی، زیبایی شناسی و آموخته های تجربی- علمی شان بررسی شده، نقش خوشحالخان در انکشاف فرهنگ نوشتاری و ادبیات پشتو برجسته گردیده و تناسب مسایل ملی، عنعنوی و انفرادی پژوهش شده است. کتاب بیشتر ازهمه به شواهد گردآوری شده از زبان خود خوشحال ختک که مجموعه یی با ارزش و غالباً بینظیری از منابع تاریخی و فرهنگی قبایل افغان در قرن ۱۷ را در خود دارد، استناد نموده است.

پیشگفتار
رهبر نامور پشتونها و شاعر کلاسیک خوشحالخان ختک (۱۶۱۳- ۱۶۸۹) در واقعیت بنیانگذار ادبیات نوشتاری ملی افغانها (پشتونها) میباشد. میراث خلاق خوشحالخان در ادبیات کلاسیک پشتو نظر به حجم و موضوعات گونه گونِ در برگیرندهء آن خیلی ارزشمند است. آفریده های وی که اندک نیستند، از ارزش بالای هنری برخوردار بوده و انعکاس دهندهء اندیشه های والای هنری و اندیشه های واقعی اخلاقی، مذهبی- فلسفی، زیبایی شناسی (استه تیک)، تاریخی، اقتصادی- علمی وغیره اند که در دوران پایانی قرون وسطا در میان پشتونهای روشنفکر و اشرافی رایج بودند. فعالیتهای ادبی خوشحال را بطور کلی و اصولی میتوان روشنگرانه پنداشت.
پیدایش شخصیت برجسته یی مانند خوشحالخان امری تصادفی نبوده است. از یکسو زبان گفتاری پشتو به مرحلهء آغازین نوشتاری ارتقأ کرده، چندین نسل مؤلفان را تعویض کرده و تجارب معین ادبی را انباشته بود و از سوی دیگر خوشحالخان از نسب اشرافی ختکها بوده که از نگاه اقتصادی- فرهنگی یکی از قبایل پیشرفتهء افغان در سدهء ۱۷ بودند. رهبران ختک که حیثیت تیولداران (حاکمان محلی)  وابسته به امپراتور مغل را دارا بودند، روابط تنگاتنگ با هندوستان و فرهنگ غنی و متنوع آن داشتند. علاوه براین خوشحال برخلاف پیشینیانش- روشانیها هیچگاه با ریشه های ملی اش نبریده و با اتکأ به خاستگاهش کار فعال اجتماعی را پیش میبرد. به این ترتیب نه تنها شخصیت بینظیر او بلکه عوامل عینی این فرصت را مساعد ساختند تا نقش عمده را در ایجاد ادبیات ملی پشتو بازی کرده و جای نخست را در فهرست شاعران کلاسیک افغان احراز کند.
شهرت ادبی خوشحالخان در گام نخست مرهون غزلهای دیوانش است که در آنها عنعنات غنی سرایش شعرِ محیطِ پیرامونیِ فارسی با تجربهء شاعران پیشین افغان و اجزایی از فولکلور و دستآوردهای خلاق و مستقل شاعر تلفیق یافته اند. خوشحال در اشعارش همانند اصلاحگر زبان مادری، گام قاطعی را در ایجاد ادبیات سراسری نوشتاری پشتو گذاشته است. خوشحال از نخستین شاعران افغان بود که اشعاری را با روحیهء میهنپرستی و ملی سروده است. غزل خوشحالخان فصل نوینی را در تاریخِ هنرِ گفتاری باز کرده و امکان آنرا مساعد ساخت تا جایش را در پهلوی ادبیات ملی دیگر احراز کند. خوشحال با تفاوت از پیشینیان خویش که اکثراً تحت تأثیر غزلهای زبان فارسی بیشتر به مسایل مذهبی و الهیات پرداخته بودند، نخستین بار در اشعارش موضوعات تاریخی- بیوگرافیکی و انگیزه های ملی را انعکاس داده است. با خوشحالخان ادبیات نوینی که شفاف و گاه ملهم از مناسبات قبیله یی وروشنگرایی اشرافیان فرهیخته بود، جای تبلیغات روحانیون و مذهبی ها را گرفته و ادبیات شعری (پشتو) با اطلاعات معین تاریخی، سپارشات عملی، اندیشه های سیاسی، فراخوانهای حماسی ونامبَری دهها شخصیت معین با ذکر مشخصات جغرافیایی آغاز شد. در غزلهای خوشحالخان بصورت عموم با تفاوت از هر نویسندهء دیگر کلاسیک پشتو محیط تاریخی- فرهنگی که شاعر در آن میزیست و میآفرید انعکاس یافته است.

******

نام خوشحال در آغاز سدهء گذشته پس از انتشار کتاب م. الفنستن  در«سلطنت کابلستان و قلمروهای آن» هویدا شد. در سال ۱۸۰۹ نویسندهء این کتاب بحیث نمایندهء دیپلماتیک بریتانیا در پشتونستان شرقی قرار داشت. بناً اطلاعات تاریخی و اتنیکی توسط وی در جریان آشنایی شخصی اش با مردم و فرهنگ افغانستان جمعآوری شده اند.
برداشت الفنستن از آفریده های ادبی افغانها را میتوان اکنون سطحی انگاشت، چون آنها در نتیجهء آشناییهای کوتاه و با تعدادی ناچیزی از دیوانهای شعری، اندیشه های مذهبی و تاریخی و همچنان ترجمه هایی از زبان فارسی استوار بوده است. الفنستن از جملهء ۹ شاعر افغانی که میشناخته فقط نام سه نفر: خوشحالخان، رحمان(بابا، مترجم) و احمدشاه (درانی، مترجم) را نام میبرد. با اینهم ارزیابی کوتاه او از خوشحالخان از نگاه محتوا با ارزش و دقیق است. الفنستن عادلانه میگوید: «او خود همانند مردمش از آفریدههای عالی خود قدردانی میکند»، مگر همزمان او اضافه میکند که آثار شاعر اکثراً خشن و غیر قابل تحمل و یکنواخت اند، مگر «اکثراً ملهم از روح شکست ناپذیر مؤلف میباشند.»  عین ارزیابی را پسانها بیشترینه پژوهشگران اروپایی با یادآوری خلاقیتهای شاعر تذکر داده اند. الفنستن بعضی اطلاعات بیوگرافیکی را در مورد خوشحال از جمله اسارت و حبسش در هند نیز نوشته که همزمان چند اشتباه غیردقیق را نیز مرتکب شده است. او از شعر اتوبیوگرافیک خوشحال «بیا، بشنو این حکایت را…» یاد کرده و مطلع شعرش را نقل کرده و همچنان مصرع «باز از کجا این بهار نزدم آمد…» را درج کرده است.  ظاهراً این نخستین ترجمه اروپایی از شعرهای پشتو بوده است.
پیشآهنگ افغانستانشناسی علمی پروفیسور دانشگاه سنت پترزبورگ ب. دورِن است که نخستین بار بتدریس زبان پشتو در آنجا آغاز کرده و بدینمنظور کتاب درسی را براساس کتابهای دستنویس پشتو منجمله کتاب خوشحالخان ترتیب کرد.  مگر چون کتاب خوشحال نزد او موجود نبود، اطلاعاتش مبتنی بر دادههای الفنستن است. بناً او عین اشتباهات را تکرار نموده است، مانند تعلق نادرست تألیف «عیار دانش» («علمخانه دِ دانش») به او که از کتاب مشهور «کلیله و دمنه» ترجمه شده است. درصورتیکه ترجمه آن توسط افضل خان نواسهء خوشحالخان صورت گرفته است.
در درازنای سدهء ۱۹ عمدتاً بریتانیاییها به آموزش آثار خوشحال مشغول بودند، و آن علت تاریخی داشت: حضور فعال نظامی- سیاسی بریتانیا در مناطق پشتون نشین، لزوم عملی آموزش زبان و همچنان ادبیات پشتو را مهیا ساخته بود. نخستین کسی که به این کار پرداخت راورتی افسر ارتش بریتانیا بود که اصلاً خاورشناس حرفوی محسوب نمیشد. کار با مقدار زیاد دستنویسها و تحقیقات عملی در محلات به او این امکان را داد تا مقدار بیشمار مواد مستند را جمعآوری کند، که شالودهء کتابهای «گرامر زبان افغانی ». ، لغت نامه ، منتخبات ، ترجمه های تحلیلی منظومه های قرون ۱۶-  ۱۹، یادداشتهای جغرافیایی، تاریخی و اتنوگرافیک دربارهء افغانستان  او را تشکیل دادند. طوریکه راورتی خود اعتراف کرده، پیشرفت افغانستانشناسی در روسیه تا حد زیادی نقش تحریک کننده برای پژوهشهای افغانی وی داشتند.
در پیشگفتار مربوط به گرامر روارتی تحلیل کوتاهی از از ادبیات نوشتاری پشتو نموده و از مؤلفان و آثارشان نام میبرد. همانند الفنستن او خوشحال را شاعر برجسته یی میداند که میتواند در اروپا خوانندهء خود را داشته باشد. بقول راورتی غزل حماسی خوشحال برای شاعر شرقی نامأنوس بوده و او (روحیهء وی) را با روح آزادیخواهی سکاتلندیها تشبیه میکند. روارتی در جملهء آثار خوشحال از دو کتب وی درمورد حقوق اسلامی که از عربی ترجمه شده اند، «هدایه» و «آیینه» نام میبرد، که امروزه از سرنوشت این آثارهیچکس نمیداند. همچنان او یک سلسله اطلاعات جالبی را دربارهء خانوادهء خوشحالخان، فرزندان شاعر مشرب وی و یکی از همسرانش که او نیز صاحب قریحهء شعری بوده و «استعداد بینظیری داشته» تذکر داده است.
در منتخبات پشتوی«گلشن روح» راورتی غزلهای منتخب و یک قصیده از او را از «قصاید بهار» شامل کرده است.  ترجمه های انگلیسی این آثار با تبصره هایش را او در مجموعهء ادبیات منظوم افغانی نشر کرد. ترجمه راورتی با یک مقدمهء او که وی در آن بیوگرافی خوشحالخان را بااستناد به «تاریخ مرصع»  طور مفصل توضیح داده؛ آغاز میشود.  روارتی آغازگر آموزش خوشحالخان و آثارش است. پژوهشهای وی در این راستا از اعتبار زیاد برخوردارند، چون دارای اطلاعات منحصر بفرد و مستند میباشند.
در سال ۱۸۶۹ در شهر پشاور نخستین دیوان خوشحالخان با کوشش ه. بیلیو افسر انگلیسی، جراح نظامی و همزمان اتنوگراف مستعد و مؤرخ چاپ شد.
پس از چندی یک اثر درسی دیگر منتخبات پشتو بنام «کلید افغانی» که توسط هیوز  ترتیب شده بود و پسانتر ترجمهء انگلیسی آن توسط ت. پلودین  نشر شدند. در این اثر اشعاری از خوشحالخان و منجمله هفت قصیدهء جدیدش که شامل منتخبات روارتی نبودند، چاپ شدند.
نخستین پژوهش مستقلانه پیرامون اشعار خوشحالخان را ک. بیدلاف  انجام داد. او در کتابش منتخبی از اشعار دلچسپ خوشحالخان را به شکل اصلی و با ترجمهء انگلیسی با تبصرهء گرامری و واژه شناسی آورده است.
همزمان با این در پاریس دو کتاب از ج. دارمیستیتر و روزنوشتها و یادداشتهای «نامه هایی پیرامون هندوستان: در مرز افغانستان» و دایره المعارف زبان، فرهنگ، تاریخ و ادبیات پشتو«ترانه های مردمی افغانها» به نشر رسیدند که در آنها مؤلف از خوشحالخان و اشعارش یاد کرده است.  دارمیستیتر با نظر همکاران انگلیسی اش مبنی بر اینکه «اشعار روشنگرانه در آثار خوشحالخان بمثابهء رهبر، شاعر و سالار رزمندهء ختکها که همزمان با نوشتن شعر بمیدان رزم میرود، به مدارج عالی خویش ارتقأ کرده اند.» همنواست. نظریهء دارمیستیتر مبنی بر اینکه در فولکلورشفاهی نوعی روایت افسانه گونه دربارهء خوشحالخان توأم با سوژه ها و لطیفه ها وجود دارد، خیلی دلچسپ است. دارمیستیتر از قول دستیار و سکرترش محمد اسماعیل خان دولطیفه را در مورد نزاع خوشحالخان با شیخ رحمت کار و زن جوانش تذکر میدهد. شوربختانه این موضوع در ادبیات مردمی افغانستان تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است.
در پنجاه سال بعدی در اروپا هیچ اثری دربارهء خوشحالخان نشر نشد. در این زمان نام شاعر فقط در کتلاکهای مجموعه های دستنویسها که در آنها آثار پشتو درپهلوی کتب دیگر زبانهای شرقی منجمله دیوان شاعر توسط بلومهارت  و بلوچیت تذکر رفته است.  معلومات جمعآوری شده دربارهء خوشحالخان در آثار این مؤلفان بیشتر جنبهء بیوگرافیکی داشته و کلاً به اطلاعات راورتی مبتنی میباشند. همان منبع اطلاعاتی در مقاله یی پیرامون خوشحالخان در نخستین دایره المعارف اسلامی ویتهید نیز استفاده شده است.
علاقمندی جدید به آفریده های خوشحالخان با مقالهء کوچک ولی خیلی پرمحتوای ایرانشناس نامور گ.مورگینستیرنی   آغاز شد. این اثر نخست بزبان نروژی نشر شده  و پسانها به انگلیسی ترجمه و چاپ شد،  که بنظر من این اثر بهترین تصویر از خوشحالخان و غزلهای او تا کنون میباشد. گ. مورگینسترنی به تصویر عادی و سرسری بسنده نکرده بلکه با تحلیل ژرف اشعار و غزلهای خوشحالخان توانست نشان بدهد که او یکی از شخصیتهای برجسته در تمام ادبیات زبانهای ایرانی ست و آثارش بطور واضح از هندوستان متأثر اند. «در رشد خوشحالخان البته نقش برجسته را تجربهء غنی او از زندگی متغییرش و آشنایی با محیطهای گونه گون بازی کرده بود…مگر اصل را پیش از همه در شخصیت توانمند خودش جستجو باید کرد.»  او اکثراً افسرده و یا مبتذل مینماید، ویا بعضاً خبره گی دهقانی…. اش را هویدا میسازد. مگر در همه احوال عنصر شخصیت اش برجسته است.  مورگینستیرنی با تفاوت از دیگران با خوشحالخان اصیل نزدیک شده و در او انسانی زنده، بااستعداد ولی با ضعفهایش، انسانی با اندیشه ها و خواسته های والا، نه شخصیت دمدمی مزاج، بلکه شاعر کبیرملی، سرایندهء سرود آزادی و رزم ضد مستبدان خارجی را میبیند.
آشنایی دقیق گ. مورگینستیرنی با آثار شعری خوشحالخان به او امکان داد، به یک سلسله مسایل چون ساختار زبانی، محتوا و شکل آثارش پی برده و همینگونه مشخصات رهنمودی را برای آموزشهای بعدی اشعار خوشحالخان مشخص سازد. و آخرالامر اینکه مقالات مورگینستیرنی همه را معتقد ساخت که در آفریدههای خوشحالخان میشود بطور قاطع هنر شفاهی افغانی را باز دید که میتواند جایش را در ادبیات کلاسیک جهانی احراز کند.
و. کارو  نیز در اثر تاریخی اش به خوشحالخان توجه مبذول نموده است. زندگینامهء خوشحالخان که کارو آنرا آورده است، فاقد جزییات مفصل است، مگر نظر به تحلیل گسترده تاریخی اش اثر وی از دیگران متمایز بوده و بطور ارگانیک با تاریخ قبایل شرقی افغانستان بصورت کل مرتبط میباشد. مگر مؤلف در گام نخست روابط متقابل نظامی- سیاسی پشتونها و حاکمان مغل را در توضیح زندگینامهء خوشحال اساس قرارداده و فصلی را به آن بنام «خوشحالخان و اورنگزیب» تخصیص داده است.
در آغاز سالهای ۶۰ ترجمه های جدید اشعار خوشحال بزبان انگلیسی پیدا شدند. مثلاً در پشاور کار مشترک او. کارو و ای. هویل با مقدمهء عبدالقادر نشر شدند که ترجمهء شعری (انگلیسی) سرودههایش بودند.  کمی پسانتر د. ان. مکینزی ترجمه های وی را بشکل عالی و هنری بهتر و دقیقتر چاپ کرد.
مکینزی در پیشگفتار این اثر برعلاوهء اطلاعات بیوگرافیکی در بارهء شاعر نقطه نظر خویشرا مبنی بر سیستم متریک که شالودهء اشعار خوشحال را تشکیل میدهند، ابراز نموده و نکات مطروحه در مقالات پیشترش را در مورد پژوهش مسئله متریک پشتونها که تا پیش از وی توسط کسی بررسی نشده بود، تأکید کرد.  مکینزی کتلاک معلوماتی آثار خطی پشتو از کتابخانهء بریتانیا را که اطلاعاتی در بارهء ۴ جلد دیوان خوشحال داشت، را نیز نشر نمود.
از پژوهشهای پیشین اروپایی که در آنها بخشهای گوناگون میراث خوشحال مطرح شده اند، من فقط سه اثر نه چندان بزرگ را میشناسم.
خوشحالخان در پیوند با جنبش روشانیان در رسالهء علمی اندرییف  نیز تذکر رفته است.
خوشحال و خلاقیتهایش در وطنش از ربع دوم قرن ۲۰ مورد آموزش قرار گرفتند. یکی از نخستین آثار مربوط به محمد اقبال شاعر بود، که در غزلش سنن ادبی سلف نامورش را ادامه داد.  عبدالحی حبیبی در مقدمهء دیوان خوشحال که خودش در سال ۱۹۳۸ اهتمام و امور نشر آنرا بعهده داشت، مهارت استادانهء خوشحالخان  را برجسته ساخته است. با گذشت چندسال در پشاور کتاب سید رسول خان رسا چاپ شد که در آن نخستین بار به آموزش واقعیتهای تاریخی- بیوگرافیک در آثار شاعر تلاش صورت گرفت.
ظاهراً در دانشگاه لاهور در سالهای ۳۰ (قرن گذشته) خدیجه فیروزالدین رساله یی را که چاپ نشده بنام «زندگی و خلاقیتهای خوشحالخان نامور، رهبر ختکها» نوشت. که از آن مورگینستیرنی  اطلاع داده است. اثر این پژوهشگر از آنجا جالب است که در آن برعلاوهء آثار مشهور پشتوی خوشحالخان سروده های فارسی وی نیز مورد بررسی قرارگرفته اند. این اشعار گویا توسط خود خدیجه فیروزالدین کشف شده بودند، مگر تاکنون معرفی نشده اند.
پایان سالهای ۴۰ موجی از آثار دربارهء خوشحالخان در افغانستان و پاکستان بنشر رسیدند. چنانچه کتابها و مجموعه های جدید چاپ و تهیه شده و آثار خوشحالخان منظماً نشر شده و همچنان مقالات و مضامین بیشمار درایمنورد (در افغانستان) بویژه در مجلهء «کابل» و «وژمه» انتشار یافتند. شمارش همهء آثار چاپ شده ناممکن است، چون اکثر آنها که در پاکستان (پشاور) بویژه در دهه اخیر سدهء (۴۰) نشر شده اند؛ برایم قابل دسترس نمیباشند. با اکثر آثاریکه من آشنا شده ام، در سطح پایین و عامیانه بوده و فاقد بررسی عینی علمی میباشند. تصویر خوشحالخان در این آثار بدلایل معین با سمتگیری معین، گاه مبالغه آمیز و خیالپردازانه تؤام است که آخرالامر از چوکات اصلی خارج گردیده، ساده شده و به یک سمبول ملی گرایی تبدیل شده است؛ تؤام میباشد.
بااین وجود یک عده آثار دانشمندان افغانی و پاکستانی درمورد خوشحالخان قابل یادآوری اند. عبدالرووف بینوا در کتاب« خوشحالخان چه میگوید؟» که بشکل آموزشنامه نوشته، جنبه های اخلاقی- تهذیبی شاعر را برمبنای آثار شعری اش بررسی کرده است.  همچنان در اثر «پشتونستان» او بشکل کوتاه به زندگینامهء خوشحالخان و تاریخ ختکها تماس گرفته است. د.م. کامل   برای چاپ دیوان خوشحال در سال ۱۹۵۲ فاکتها و اندیشه های پرارزش تاریخی را از لابلای اشعار شاعر گردهم آورده است. نبشتهء او از آثار پیشینِ دیگر بخاطر دقت و صراحت متفاوت است. زندگینامهء مفصل و ظاهراً مکملتری دربارهء خوشحالخان از د.م. کامل که درسال ۱۹۵۱همچون اثری جداگانه بزبان اردو چاپ شده وجود دارد، که شوربختانه من از طریق نقل قولهای بیوگرافیک از آنها آگاهی دارم.
در کتاب م. عصمتی  بشکل همه جانبه اشعار خوشحال ازنگاه خطوط اساسی موضوعی شان، استفادهء وی از ناموران شعری و همچنان نظریات فلسفی و دیدگاههایش نسبت به اسلام و صوفیزم بررسی شده اند. این یکی از نایابترین آثار نشر شده بزبان دری در بارهء خوشحالخان است. همچنان گ.پ. الفت  باربار به خلاقیتهای خوشحال نظر انداخته است. در کتاب موصوف بنام «قهرمان ملی خوشحالخان» که در سال ۱۹۶۶ انتشاریافت، نویسنده به ارزیابی همه جانبهء اشعار شاعر بمثابهء «قافله سالار ادبیات پشتو» پرداخته است. در این کتاب موضوعاتی عنعنوی چون: زندگینامهء خوشحال و مرامهای آزادیخواهانه و ملی در آثارش، بازتاب فلسفه، اخلاق و تهذیب و تفاوتهای موضوعی در اشعارش بررسی شده است. مؤلف در اثرش بعضی پرسشها در بارهء زبان شعری خوشحال در پیوند با شیوهء سرایش وی مطرح مینماید.کتاب با فصل جالبی پیرامون کاستیهای شکلی و ماهوی که هر از گاهی در اشعار خوشحال بنظر میرسند، پایان مییابد. الفت قبلاً در کنگرههای بین المللی ادبی (مونشن۱۹۵۷) و مسکو ۱۹۶۰ اشتراک کرده و مقالاتی را پیرامون اشعار خوشحال ارائه کرده بود.  در کنگرهء مسکو س.ب. مجروح پیرامون اثر نثری خوشحالخان موسوم به«دستارنامه» مقاله اش را پیشکش نمود.

از جملهء اقدامات انجام شده برای تجلیل از مقام خوشحالخان نشر سه جلد منتخباتش قابل ذکر است: که نخستین جلد آن که بدسترسم رسیده، در پشاور در سال ۱۹۴۹ نشر شده است.  دوجلد دیگر آنرا اکادمی پشتو تولنه در کابل چاپ نموده است. درآنها موادی از سیمینارهای بین المللی که تحت نظر اکادمی مذکوردرسالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۷۱ دایر شدند، نشر گردیدند.
از ۲۵ مقاله در مجموعهء ۱۹۶۶ جالبترین مقاله ها به خادم  که در آن تفاوتهای شعری میان خوشحال و رحمان بابا و س.ر. رسا  درباره دیدگاههای اسلامی خوشحال، خ. تږی  دربارهء شرایط اجتماعی- اقتصادی ظهور خوشحالخان، ع. جلالی  پیرامون اشعار افشأگرانهء خوشحال، ص. رشتین  درمورد غزلیاتش، ر. فرهادی  دربارهء نظریات سیاسی شاعربررسی شده، تعلق دارند.
برای مجوعهء سال ۱۹۷۱ نزده مقاله ارائه شده بود. اکثر آنها از نگاه موضوع با آثار پیشین مانند بوده و ماهیتاً چیز نوی را پیشکش نمیکنند. بازهم آثار نامبرده قابل توجه اند: خ. تږی دربارهء فضای سیاسی دوران خوشحال ، ع. جلالی در بارهء بازتاب حوادث تاریخی در اشعار خوشحالخان  و ع.ح. شینواری پیرامون سمبول عقاب در آثار شاعر  نوشته اند.
رسالهء قابل ارزش دربارهء کارنامه ها و زندگی فرهنگی خوشحالخان را ع. نورزی نوشته و در سال ۱۹۶۹ در مسکو دفاع کرده است.  پسانها بعضی از قسمتهای این رساله بصورت جداگانه بچاپ رسیدند. دو بخش این پژوهش قابل توجه اند: یکم، در جایی که کارنامه ها و آفریده های شاعر در ارتباط بحوادث جنگ مغل- افغان بررسی شده و چهارم جایی که مؤلف تلاش مؤفقانه نموده تا اشعار شاعر را براساس موضوع فصلبندی کرده و آنها را ارزیابی ماهوی نماید. همزمان با این مؤلف بدلیل
ارزیابیهای سطحی، عمومی و پیشداوریهای که قبلاً تذکر رفت، نتوانسته از یک سلسله اشتباهات  عملی طفره رود.
در اینجا لازم است همچنان مقالهء شایسته در بارهء خوشحال را در چاپ نو دایره المعارف اسلامی که توسط ر. فرهادی  ترتیب یافته یادآوری کرد.
خدمت بزرگ دانشمندان افغانی و پاکستانی همانا چاپ آثار خوشحالخان است که ببرکت آن ما به حد اقل فهرست کتب ناچیز باقیمانده از شاعر دسترسی داریم. همچنان تلاش خستگی ناپذیر ناشران هنگام نشر متن دستنویسها درخور ستایش است. همینطور چاپهای گونه گون برعلاوهء متن دارای مقدمه های جالب و یادداشتها و تذکرات اند که اکثر آنها اطلاعات مفیدی را درخود دارند. همینگونه این کتب دارای نوعی فرهنگ و دانشنامه بیوگرافیک درمورد ادبیات کلاسیک پشتو بوده، شامل کتلاکها و تشریح دستنویسها ست که ترتیب اینهمه، دانشِ دقیق منابع نوشتاری هنگفتی را میطلبد. بویژه در این عرصه کار ز. هیوادمل ، فرهنگ  وغیره قابل تذکر اند.
دیوان خوشحالخان بار بار بشیوهء لیتوگرافی و سنگی اقبال چاپ یافته است. تقریباً تمام این آثار اکنون نایاب بوده و بنظرم در مورد اکثریت آنها تصورات و نقل قولهای عجیبی که در چاپهای گونه گون تذکر رفته اند، وجود دارند. براساس چاپ نخستین کتاب بیلیو در سال ۱۹۲۹ در پشاور دیوان خوشحال با پیشگفتار عبدالمجید افغانی  چاپ شد. شاید همین چاپ را روان فرهادی که بنام «دیوان خوشحال بزبانهای افغانی و فارسی»  یاددآوری کرده است.کتاب دیگر که توسط عبدالحی حبیبی تهیه گردیده، در سال ۱۹۳۸ در قندهار چاپ شده است.  مشهورترین و معتبرترین کتاب خوشحال همانا چاپ پشاور توسط د.م. کامل میباشد که در سال   ۱۹۵۲ و سپس درسال ۱۹۶۰ اقبال چاپ یافت. در سال ۱۹۵۷ در پشاور کتاب منتخبات اشعار خوشحالخان با ترجمهء اردو که توسط سیدانورالحق صورت گرفته بود، از چاپ برآمد.  در سال ۱۹۶۴ زیر نظر س.ر. رسا در پشاور کتاب کلیات خوشحالخان «ارمغان خوشحال» چاپ شد، که در آن برعلاوهء اشعار دیوان چندین اثر نثر شاعر نیز شامل بودند.  درسالهای ۸۰ درکابل برنامه شده بوده که دیوان شاعر در چندین جلد چاپ گردد، مگر از چندین جلد فقط نخستین آن اقبال چاپ را یافت که در آن اکثر غزلهای شاعر شامل بودند.
برعلاوهء دیوان خوشحال در حال کنونی اکثر آثار وی چاپ شده اند که از آنجمله از داستان منظوم وی دربارهء آداب معاشرت بنام «فضل نامه» ، اثر آموزشی- تربیتی «دستارنامه» ، مجموعه شعری پیرامون توصیه های طب مردمی«طبیب نامه» ، مجموعیه رباعیات ، داستان منظوم تاریخی- اتنوگرافیکی «سوات نامه» ، اثر منظوم در مورد استفاده از پرنده های صیاد «بازنامه»  و مجموعه اشعاردوران اسارت در هند «فراق نامه»  میتوان نام برد.
باید گفت که بعضی از آثار نامبرده ماهیتاً انتقادی نیستند. در هنگام تهیه و ترتیب آنها نویسندگان نه به نسخ دستنویس بلکه نشرات قبلی اتکأ نموده اند. برعلاوه در آنها اشتباهات و نکات گنگ وجود دارد که توسط کارشناسان افغان برجسته شده بودند.  مگر اینها از ارزش کار نشراتی دانشمندان افغانی نمیکاهد، بویژه به این دلیل که این مرحلهء نهایی در آموزش ارثیه های ادبی شاعرنمیباشد.
با آغاز نیمه سالهای ۵۰ خوشحالخان به محراق توجه افغانستان شناسی میهنی (اتحادشوروی) تبدیل میشود. با آموزش تاریخ اجتماعی- اقتصادی رشد قبایل افغان درمیان قرون ۱۵- ۱۸ م. ریسنر نقش خوشحال در این امر را برجسته ساخت. برای او خوشحالخان در گام نخست بحیث رهبر بزرگ قومی، نمایندهء اشرافیت پشتون، رهبر نخستین خانات در پشتونستان فیودال، ارزشمند بود.  همچنان م. گ. اصلانوف نیز به میراث شعری خوشحال توجه کرده است که با دونمونهء چند شعر بینظیر شاعر دقیقاً نشان داد که شعر خوشحال خان همچون مأخذ دارای ارزش بزرگ تاریخی بوده و به آموزش جدی ضرورت دارد.  پسانها اصلانوف چند مقاله در بارهء خوشحال و آثارش نوشت ولی آنها همچنان بدون نشر باقیماندند.  در جملهء نخستین کارهای علمی بزبان روسی میتوان از مقالهء بیوگرافیکی کوتاه درمورد خوشحال که درسال ۱۹۵۷ توسط و.آ. لیفشیتس  نوشته شده، نام برد.
درسال ۱۹۶۳ در دیپارتمنت زبانهای ایرانی فاکولته شرقی دانشگاه لنینگراد یو. آ. شتوندر کار دیپلومی اش بنام «خوشحال ختک یک بیوگرافی خلاق» را نوشت که تا حد زیادی به پژوهش د.م. کامل {۱۹۵۲} استوار بود، که مسیر زندگی شاعر را تحقیق کرده بود.
معلومات عمومی در مورد آفریده های خوشحالخان ختک درکار مشترک آ. س. گراسیموف و گ.ف. گریس {۱۹۶۳} در کتاب «تاریخ افغانستان»،اثر م. ماسون و نوشتهء رومودین {۱۹۶۵، ص.ص. ۵۹-۶۸} انعکاس یافته اند، که دراینجا حتی بطور مفصلتر مطابق مقالهء گ. مورگینسترنی و نسخه های خطی چاپ نشدهء اصلانوف نوشته شده اند. همچنان یادداشتهای کوتاهی را درمورد سهم خوشحالخان در انکشاف ادبیات پشتو ن. آ. دووریانیکوف ، نوشته است. در رسالهء علمی گ.د. لیبیدیوا ، که در بارهء رحمان بابا نوشته شده، معلومات بیبلیوگرافیکی پیرامون پژوهشهای اشعار خوشحالخان، دستنویسهای آثارش و مسألهء امکان روابط دوشاعر بررسی گردیده است. و در اثر علمی ای. اس. یاکوبوا  دربارهء دیوان احمدشاه درانی و ماهیت و درجهء تأثیر خوشحالخان بالای بنیانگذار دولت افغانستان توجه مبذول گردیده است.
همچنان و. و. کوشیف به جنبه گوناگون آثار خوشحالخان در یک سلسله پژوهشهایش پرداخته است.  از آنجمله میتوان از یادداشت او دربارهء ویژهگیهای سیستم نامه نویسی که خوشحال استفاده میکرد و همچنان مشخصات «سوات نامه» و «دستارنامه» همچون منابع تاریخی- مأخذی و بمثابهء سوانح قلمی شاعر از ارزش زیادی برخوردار اند، نام برد. یک فصل «دستارنامه»دربارهء هنر و موزیک درمقالهء ای.ال. اینوزمتسوف  بررسی شده است.
نخستین ترجمه های ادبی اشعار خوشحالخان بزبان روسی توسط و. لیفشیتس و م. یِرمین در سال ۱۹۸۳ صورت گرفتند.  در مقدمهء گ.گیرس تذکر رفته که اشعار خوشحال علاوه از زبان روسی به زبانهای اوکرایینی، ازبیکی وزبانهای دیگر برگردان شده اند.
دانشمند ازبیک آ. عثمانوف رباعیات شاعر را مورد پژوهش قرار داده است. دربارهء بعضی مقالات وی من فقط از اطلاعات بیبلیوگرافیکی خبر دارم.  آ. عثمانوف که در کار دو سیمینار افغانی در بارهء خوشحالخان اشتراک کرده بود   در سال ۱۹۸۲ در کابل کتاب خوشحال ختک و مکتب ادبی اش را نشر کرد، که در آن تمام مواد پژوهش چندین سالهء خود را جمعبندی کرده بود.
بعضی از نبشته ها پیرامون خلاقیتهای شعری خوشحالخان توسط نگارندهء این اثرنشر شده اند.  دیوان خوشحالخان بمثابهء منبع اطلاعات تاریخی و فرهنگی پشتونستان شرقی سدهء ۱۷ بررسی شده است. برشالودهء آثار شعری خوشحال مؤلف تلاش نموده، زندگی نامه اش را ترتیب نموده، تصویر واقعی اش را همچون شخصیت تاریخی، شاعر و انسانی ساده و فردی که نمایندهء واقعی مردمش است را با طرز اندیشه اش، علاقمندیها و مشغله هایش و بمثابهء رهبر روشنفکر قبیله اش ترسیم کند. منابع اصلی پژوهش کنونی دیوانهای چاپ پشاور سالهای ۱۹۵۱، ۱۹۵۲، و میکروفیلمهای دستنویسهای دیوان از کتابخانهء دانشگاه کمبریج که توسط س. کریک در اختیارم قرار گرفته اند؛ میباشند.
بدینوسیله مؤلف سپاس عمیق قلبی خودرا به اکادیمیسن انستییتوت خاورشناسی روسیه م.ن. بوگولیوبوف و پرفیسور آ. ل. گریونبرگ (۱۹۳۰-۱۹۹۵) بخاطر کمک گستردهء شان هنگام کار روی این اثر ابراز میدارم. مؤلف سپاس ویژه اش را همچنان به استاد زبان پشتویم پروفیسور و.و. کوشیف که پژوهشهای وی در عرصهء پالیوگرافی  ادبیات پشتو شالوهء مناسبی را برای نشر این اثر تشکیل داده اند، ابراز میدارد.
******

فصل یکم
دیوان خوشحالخان در تاریخِ فرهنگِ نوشتاری و ادبیات پشتو

۱- دستنویسهای دیوان
آغاز تاریخ کتابهای دستنویس افغانی نظر به اطلاعات موجود به دههء نخستین سدهء ۱۶ میرسد. اولین دستنویسهای مشهور تاریخی بزبان پشتو به تاریخ قبیلهء یوسفزی از شیخ مَلی و کجو خان متعلق میباشند که ازمیان رفته اند. دربارهء موجودیت این آثار و نوشته های پسانتر مانند اشعار خوشحالخان که از اعتماد مؤرخان برخوردار اند، – پژوهشگران یآدداوری نموده اند.دارمیستیتر از اشعار خوشحال با تذکر شیخ ملی یاددآوری نموده است.  شاعر در این اثر در سال ۱۶۷۵ زمانیکه در سوات بوده، به یوسفزیی ها چنین تذکر داده است:

دوه کاره دی په سوات کی که خفی دی که جلی
مخزن د درویزه دی یا دفتر د شیخ ملی

ترجمه:
در سوات دو کار بصورت مخفی و یا علنی (صورت میگیرد)
(خواندن) مخزن درویزه و یا دفتر شیخ ملی

به مشکل میتوان گفت که آیا خوشحالخان خودش کتاب شیخ ملی را زمانی به چشم خود دیده، یانه و یا اینکه در بارهء آن از مردم محلی شنیده بود. این اثر بنابر شواهد غیر مستقیم چیزی شبیه مقررات زمینداری بوده که در آن شیوهء تقسیم اراضی حاصلخیز سوات  میان طوایف پشتون که در تسخیر وادی سهیم بودند، قید شده و این مقررات در واقعیت تثبیت قوت بعضی رسوم قبایلی و منجمله «ویش» یا تقسیم دوبارهء سالانه زمینها بود. کتاب شیخ ملی بصورت عموم در میان قبیلهء یوسفزی خوانده میشد. در زمان خوشحال آنها به این مقررات بمثابهء آیین نامهء رسوم کهن بشکل ویژه توجه مبذول داشته و پسانها این مقررات در رسوم شفاهی آنان همانند دانش مقدس بازتاب یافته و حتی با پوششی مرموز ادامه یافت. دارمیستیتر که در پایان سدهء ۱۹ به پشتونستان سفر کرده بود، داستانهایی در بارهء اینکه نسخهء یگانه نزد اخلاف شیخ ملی در نواحی دور افتادهء کوهی سوات موجود بود، شنیده است.
خوشحال در آثارش در هیچجایی از کتاب کجوخان که در آن چگونگی تسخیر بنور  و نواحی نزدیک به آن تذکر رفته، یادآوری نمیکند، مگر نام نویسنده آنرا در زمرهء رهبران شجاع یوسفزی در قرون وسطی یاد میکند.   کتاب کجوخان ظاهراً شالوده اثر تاریخی پسانتر «تاریخ رحمت خان» را تشکیل میدهد.
قابل یادآوریست که خوشحالخان آگاهانه ویا ناخودآگاه سنن پیشینیان خویش را ادامه داده و بقول راورتی، خوشحال بحیث رهبر قومی، مقرره نامهء ارضی را ترتیب کرد، که در آن توزیع زمینهای ختک میان شاخه ها و خانوادها نظر بتعداد افراد صورت میگرفت.  مگر این امر بطور مستند و تثبیت نگردیده است. برعلاوه خوشحال مشغول آموزش تاریخ ختکها بود. شاید او میخواست تمام اطلاعات دستداشته را در یک کتاب«تاریخ نامه» گردهم آورد. این برنامهء وی جامه عمل نپوشید، مگر نواسهء شاعر افضل خان ۱۶۶۲- ۱۷۴۸ همانسان که دربالا تذکر رفت (تذکر شمارهء ۳) این یادداشتهای خوشحال را استفاده کرده است. چنانچه افضل از آنها چنین یاد میکند: «طوریکه خان معظم (خوشحال) در بیاض تذکر داده اند».
وجود کتابهای شیخ ملی و کجوخان را منابع معتبر تصدیق کرده اند، مگر اطلاعات پیرامون آثار کهنتر دیگر بزبان پشتو به کنترول بیشتر ضرورت دارند. اصالت بعضی از متنهای شعری از کتاب انتالوژیکی «پته خزانه» که گویا در قرن ۸ نوشته شده است، بکلی شک برانگیز است.
پیدایش آثار نوشتاری بزبان افغانی (پشتو) بطور مستند از آغاز سدهء ۱۷ شروع شد. زمان درازی کهنترین کتاب افغانی اثر بایزید انصاری«خیرالبیان» از سال ۱۶۵۱ بود که امروز در کتابخانهء دولتی برلین نگهداری میشود. هیچ اثر دستنویس افغانی آنقدر توجه همگانی پژوهشگران زبان پشتو را به اندازهء این اثر بخود جلب نکرده است.  در سال ۱۹۸۳ ز.هیوادمل در موزیم سالارجنگ در حیدرآباد یک نسخهء کامل «خیرالبیان» از سال ۱۶۶۸ را کشف کرد.  خیرالبیان اثر دینی تصوفی دربارهء مراحل کشف حقیقت درنیمهء قرن ۱۶ تقریباً همزمان با اثر کجو خان ترتیب گردید. مگر روحانیون مسلمان پشتونستان شرقی در رأس علی ترمزی و آخوند درویزه این کتاب را الحادی پنداشته و خواستار سوزاندن آن شدند. مؤلف این کتاب بنیانگذار جنبش مذهبی- سیاسی روشانیان بایزید انصاری بطور قاطع به ادعای پیامبری و حتی شرک متهم شده بود. خوشحال شاید بهمین دلیل در اشعارش از «خیرالبیان» چیزی نمیگوید.
درحال کنونی قدیمیترین دستنویس بزبان افغانی (پشتو) نبشتهء «مخزن الاسلام» است که توسط ز. هیوادمل در همان موزیم سالارجنگ دیده شده است.  نخستین بار این اثر بینظیر که تفسیری از دگمهای مذهبی و قواعد اسلامی است، در سال ۱۶۰۵ هویدا شد. این نبشته در پشتونستان از شهرت بزرگ برخوردار بوده و میباشد. مخزن الاسلام نظر به شمار آثار دستنویس (که بیش از ۶۰ نسخه است) از همهء آثار دیگر پشتو بیشتر میباشد. در اشعار خوشحالخان این اثر بار بار و گاه با لحن انتقادی یاد شده است.
فعالیت ادبی بایزید انصاری (حدود۱۵۲۱- ۱۷۷۲) تکانهء شدیدی بود به پیدایش سلسله یی از شاعران با استعداد روشانی که پس از خود آثار خرد و بزرگ شعری را که بیشترین آنها در یگانه نسخه باقیمانده اند، بجا گذاشتند. از آنجمله میتوان از خِوِیشکی ارزانی (حدود ۱۶۴۸)، همکار و دستیار بایزید و نویسندهء زندگینامهء روشان علی محمد شینواری (وفات در حدود سال ۱۶۴۸)، نواسه اش میرزا انصاری (در حدود سالهای ۱۶۳۰/۳۱ درگذشته است) و ادامه دهندگان راه او دولت لیونی (تولد حدود ۱۵۹۱/۹۲- وفات پس از ۱۶۵۸) و وصیل روشان (که پس از ۱۶۴۸ وفات کرده) نام برد. خوشحال به آثار شاعران پیشتر از خودش خوب آشنا بوده و با حسادت زیاد با دستآوردهایشان میدید. چنانچه نام بعضی از آنان در اشعارش تذکر رفته اند.
بدون شک خوشحالخان صاحب یک کتابخانهء بزرگ از نسخ خطی بزبان فارسی، عربی و افغانی (پشتو) بوده. شناخت دقیق او از کلاسیکهای زبان فارسی چون فردوسی، سعدی، حافظ، انوری و غیره و همچنان نبشته های او به عربی دربارهء مسایل مذهبی وفقه گواه این مطلب اند. بدون شک او در کتابخانهء خودش کتاب مخرن الاسلام درویزه، دیوانهای شاعران روشانی و دیگر آثار کلاسیک پشتو را که ما امروز میشناسیم، داشته است.
******
از مترجم: اینک چند پارچه شعر منتخب خوشحالخان را از کتاب پلیوین خدمت خوانندگان همچون حسن ختام، پیشکش مینمایم. جالبترین جنبهء اشعار خوشحال آنست که او نه تنها نسبت بزبانهای دیگر و بویژه فارسی تعصب ندارد بلکه به شکل نیکویی به فارسی شعر گفته وحتی ترکیب غزلهایی را با ابیات فارسی و پشتو آورده که در ذات خود بینظیر است، چنانچه:

چه کنم چه چاره سازم، څه دی زه کړم ناکراره
به که گویم از فراقت، چه می زړه شو پاره پاره

ویا:
یک لحظه بیا بنشین، ما خوښ په څه خندا کړه
قربان سرت گردم، چه نورو وته خاندی
گل لاف لطافت زد، څه ته په چمن راغلی
از غایت خجلت شد، سرگشته ستا دیورنده
ویا:
پارسی شعر می هم زده
سلیقه لرم د دواړو
پښتو شعر می خوښ شو
هرڅوک خپل گنی شاغلی

په وزن په مضمون په نزاکت هم په تشبیه کښی
پښتو ویل می عین تر پارسی دی رسولی
ویا:
په تازه تازه مضمون د پښتو شعر
په معنی می دشیراز او د خجند کړ
ویا:
په پارسی ژبه می هم ژبه گویا ده
په پښتو ژبه می خلق بهره مند کړ
و:
په پارسی ژبه که نور ترما بهتر دی
په پښتو ژبه می مه غواړه مثال
و:
پښتو ژبی ئی ډیره خوبی ورکړه
چه خوشحال کا په پښتو ژبه آغاز
و:
که تازی ژبه هرگوره ښه ده
فارسی هم ډیره په خوند خوږه ده
چا ئی پلو د جمال وانه خیست
پښتو لاهسی بکره پرته ده

*******

خلیل وداد شهر دن هاگ (لاهه) هالند اگست ۲۰۱۳

۱۶
بهمن ۱۳۹۲
نویسنده
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها